با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
کایرا که در بروکلین نیویورک زندگی می کند، کارش را از دست می دهد و با درآمدی که مادر بیمارش دریافت می کند، زندگی سختی را سپری می کند. در گذر هفته ها و ماه ها، شرایطش بیش از پیش دشوار می شود؛ این مسئله او را به راهی خطرناک و نا مطمئن می کشاند که زندگیش را در معرض تهدید قرار می دهد…
این فیلم ، زندگی سه خواهر به نامهای جاستا ، لوسیا و لوسیانا را روایت میکند که چوپانانی در کوهستانهای شیلی هستند. آنها زندگیای ساده و انزواطلبانه دارند و با چالشهای زیادی روبرو هستند...
در جریان آماده سازی برای یک کودک کریسمس ، رز وایلدر توسط زنی که اخیراً فرزند خود را از دست داده ربوده می شود. لورا ، آلمانزو و آقای ادواردز در حالی که بدنبال رز بودند ، با پسری یتیم تنها آشنا می شوند که در نهایت با آن زن زندگی می کند...
"تریش" از همسر خود که در زندان است جدا شده و در آستانه ازدواج مجدد قرار دارد. او از اینکه "هاروی" می تواند برای دو پسرش پدری عادی باشد، بسیار هیجان زنده است. اما وقتی "بیل" همسر سابقش از زندان آزاد می شود و پسرها "هاروی" را ملاقات می کنند خانواده مجبور می شود تصمیم بگیرد ببخشد یا فراموش کند...
داستان درباره زنی به نام لیا است که به دنبال خواهرزاده گمشدهاش به استانبول میرود. در این سفر، او با یک وکیل مدافع حقوق آشنا میشود و پیوند عمیقی با خواهرزادهاش برقرار میکند.
در 13 ژانویه 2012، بزرگترین غرق شدن کشتی مسافربری در تاریخ زمانی رخ داد که کوستا کونکوردیا با صخره ای غوطه ور در سواحل توسکانی ایتالیا برخورد کرد. این کشتی نیمه غرق شده که زمانی یک قصر تفریحی شناور برای بیش از 4200 مسافر و خدمه بود، دو سال آینده را به عنوان یک جاذبه توریستی وحشتناک و یک بمب ساعتی زیست محیطی سپری کرد...
یک مادر مجرد، فران به فرزندانش فداکار است. اما چیزی در زندگی او کم است و آن چیز عشق مردی هم سن خودش است. تلاش های او برای تطبیق یک زندگی عاشقانه با زندگی خانگی اش تا حد زیادی ناموفق است...
یک کمدی ترسناک با اخبار جعلی و بخشهای تبلیغاتی که با دوربینهای فیلمبرداری قدیمی فیلمبرداری شده تا شبیه یک ضبط VHS واقعی از ویژه برنامه هالووین یک ایستگاه تلویزیونی تجاری در سال ۱۹۸۷ به نظر برسد.
یک روزنامه نگار اهل شیکاگو که از از دست دادن حافظه رنج می برد، از شغل خود مرخصی می گیرد و به زادگاه روستایی خود باز می گردد، جایی که با عموی مبتلا به آلزایمر خود، رولی و شعله قدیمی اش پیوند برقرار می کند...
بابا نوئل از مادیگرایی کریسمس خسته شده و برای تعطیلات تابستانی به نیوزیلند فرار میکند. دو تا بچهی کیوی هویت او را فاش میکنند و باید راهی پیدا کنند تا قبل از کریسمس او را به قطب شمال برگردانند.
پدر ون، استن، به فیلمبرداری علاقه دارد و همیشه صحنه هایی از زندگی روزمره خانواده را ضبط می کند. با این حال، او از مادربزرگ ون، آرمن، مراقبت نمی کند. اگرچه او می تواند هزینه نگهداری آرمن در خانه را بپردازد، اما آرمن روزهای خود را در خانه سالمندان صرف تماشای تلویزیون می کند. ون اغلب به ملاقات او می رود و در آنجا با آلین آشنا می شود که مادرش در تخت کناری آرمن بستری است. ون می خواهد مادربزرگش را از خانه سالمندان بیرون بیاورد...