مهاجران فنلاندی با ورود به آمریکا، موسیقی سنتی خود را با موسیقی سایر فرهنگها در منطقه "سرزمین مس" در میشیگان ترکیب کردند و سبکی موسیقیایی جدید و منحصر به فرد ایجاد کردند.
این فیلم، یک درام بلند است که به معمای ناپدید شدن گروهان سندرینگهام در نبرد گالیپولی در سال ۱۹۱۵ میپردازد. این گروهان به فرماندهی کاپیتان فرانک بک، مدیر املاکشان، وارد نبرد میشوند و در میان مهی عجیب ناپدید شده و هرگز پیدا نمیشوند.
موجود گیجشده فرانکنشتاین در معصومیتش کودکانه است، اما به شکلی ترسناک، توسط سازنده وحشتناکش به دنیایی متخاصم پرتاب میشود. مخلوق با ظلم و ستم به هر جا که می رود، تصمیم می گیرد که او را ردیابی کند...
«هشر» (جزف گوردن لویت) یک مرد تنها و منزوی است. او از همه چیز و همه کس تنفر دارد. به موهای بلند روغنی اش و خالکوبی هایش خوش است. کم غذا می خورد و بیشتر سیگار دود می کند. او در ون خودش زندگی می کند، تا اینکه با پسرچه ای بنام «تی جی» آشنا می شود...
یک فروشنده بیمه به صورت اتفاقی، هنگام شب در یک ساختمان مسکونی گرفتار میشود. در این ساختمان، گروه خلافکاری به نام «خونآشامها» ساکنین را به وحشت انداختهاند و امنیت آنها را به خطر انداختهاند. این فروشنده حالا باید برای نجات خود و شاید دیگران، با این باند خطرناک روبرو شود.
پاول، مردی لهستانی در اوایل سی سالگی، همراه با پدرش زیگمونت، از طریق وارد کردن لباسهای دست دوم از شمال فرانسه به جنوب لهستان، کسب درآمد میکند. در راه بازگشت از یکی از "سفرهای کاری" منظم، پاول با دیدن عکس پدرش روی جلد یک روزنامه عامهپسند لهستانی شوکه میشود. تیتر "خائن" در کنار اسم او نوشته شده است. زیگمونت فردی اصی...
پدری نگران، پسرش آکه را که به ه.م.ج.ن.س.گ.ر.ا.یی او مشکوک است، برای "مرد شدن" با برادر قویهیکلش به سفری جادهای میفرستد تا با چالشهای مردانه روبرو شود.
مردی خانهاش را از دست میدهد و در اثر آتشسوزی که عمداً توسط توسعهدهندگان املاک تجاری ایجاد میشود، دچار سوختگیهای خطرناک میشود. یک سال بعد، یک مرکز خرید در زمین باز می شود و یک سری قتل آغاز می شود...
داستان این فیلم که به ادعای سازندگان آن بر مبنای رویدادی واقعی ساخته شده، اوت ۱۹۸۶ (مرداد ۱۳۶۵) در دهکده ای کوچک در جنوب غربی ایران روی میدهد و مبنای فیلم کتابی به همین نام نوشته فریدون صاحب جمع است که سال ۱۹۹۴ منتشر شد. زنی به نام زهرا با بازی شهره آغداشلو پیش یک خبرنگار فرانسوی با نقش آفرینی جیم کاویزل که خودرو او هنگام عبور از روستا خراب شده می آید و برای او داستانی هولناک درباره خواهرزاده خود ثریا و از اتفاقی مرگبار که روی داده میگوید و …
شش فرد جوان در جنگل از دست یک جنگاور اسکاندیناوی فرار می کنند. او یک جنگجوی وایکینگ است که پوست خرس بر تن کرده. وحشت از مرگی سریع و غیر قابل اجتناب آن ها را فرا گرفته است. آن ها زمانی برای فرار و یا دعا برای مرگ ندارند...