برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 1 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
"برادران بیدل" حین سرقت از یک پمپ بنزین مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به بیمارستان زندان منتقل می شوند."ری بیدل" که یک نژاد پرست افراطی است هیچگونه درمانی از طرف پزشک سیاه پوست "لوتر بروکس" را نمی پذیرد.وقتی "جان" برادر او کشته می شود،"ری" تصمیم به انتقام می گیرد و...
سه همسایه تنها به طرق مختلف خود را بیگانه می کنند. "جکِک" به دنبال تماس های آنلاین است، برادرش تومک دچار آسیب مغزی شده است. مگدا زمانی را به تنهایی در آپارتمان خود می گذراند. اگر با هم دوست شوند چه می شود ؟..
استنلی دورال، کارگردان بدنام مجموعهای از درامهای شدید وابسته به عشق شهوانی، به اولین فیلم خود، «زن تنها خدا» باز میگردد تا تفسیری صوتی برای اولین اکران بلوری فیلم از زمان توقیف آن در دهه 1970 ارائه کند.
دیچ مربی چتر بازی است. یک روز یک زن نزد او می رود تا تحت آموزش قرار گیرد . روز آموزش با هواپیما به آسمان می روند تا بپرند . ولی موقعی که دیچ برای هماهنگ کردن نزد خلبان می رود و باز می گردد متوجه می شود که کریس به پایین پرتاب شده است دیچ برای نجات وی خود را به پایین پرتاب می کند ولی قادر به نجات او نمی شود...
مردی خانوادهدوست اشتباهی میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. او با کمک دیگران، سفر بخشش را آغاز میکند و امیدوار است که او را به خانوادهاش بازگرداند.
یک بازیگر جوان و ناموفق، یک کارگردان تازهکار و یک نمایشنامهنویس جاهطلب در یک مثلث عشقی احساسی درگیر میشوند، در حالی که در دنیایی در آستانه جنگ جهانی دوم، برای کسب شهرت، افتخار و ثروت تلاش میکنند.
نیل یک مرد تنها و بدبخت است که در محل کارش آزار دیده و در عشق شکست می خورد. با پیشنهاد یک همکار، او تصمیم می گیرد به یک سالن ماساژ برود و در این راه زندگی اش به شکل هایی که هرگز تصور نمی کرد تغییر می کند...
اخرین مرحله درگیری بین یک پلیس مشهور و قاتلی سریال که او را برای دستگیری اش به چالش می کشد. این درگیری با عواقب همراه با درگیری های سنگین، روابط عاشقانه و کمدی سیاه همراه است.
پسری به نام باما در دوران کودکی خود به دختری به نام تیارا علاقهمند بود. اما تلاشهای او برای جلب توجه تیارا همواره با نتیجه منفی مواجه میشد. پس از ۱۵ سال، باما به یک معمار موفق تبدیل شده است و با دختران زیادی قرار ملاقات میگذارد. اما یک روز، باما به طور ناگهانی متوجه میشود که قضیهای عجیب درباره خودش رخ داده است...
سه دوست که برای گذراندن آخر هفته به کلبهای در کنار دریاچه رفتهاند، با ورود یک مزاحم ناشناس، درگیر یک بازی موش و گربه میشوند، اما به زودی مشخص میشود که هویت واقعی مزاحمها آن چیزی نیست که در ابتدا تصور میکردند.