این مستند توسط آلانیس اوبومساوین، فیلمساز سرشناس، ما را با رندی هورنای، کارگر فولاد از جامعه موهاوک ، در نزدیکی مونترال آشنا میکند. او بهعنوان مدافع فرهنگ و سنتهای مردمش، در بحران اوکا در سال 1990 به «اسپادورنچ» معروف بود...
در یک مدرسه انحصاری پسرانه، یک معلم جدید ورزش به دعوای دو مربی مسنتر کشیده میشود و متوجه میشود که همه چیز در مدرسه آنطور که به نظر میرسد بیتفاوت، آرام و بیضرر نیست...
یک عکاس در یک سفر باستان شناسی که در حال حفاری ویرانه های اِتروسک در ایتالیا است، شروع به شک می کند که همه اتروسک هایی که در آنجا دفن شده اند واقعا مرده نیستند...
پنج مرد که در یک غار به دام افتاده افتاده اند ، برای جلوگیری از گرسنگی دست یک نفرشان را قطع می کنند . پس از نجات آنها، قربانی آنها یکی یکی از آنها انتقام می گیرد...
توراجیرو در طول سفرهایش پس از تماشای یک گزارش تلویزیونی در مورد زادگاهش و ملاقات با زن جوانی که او را به یاد خواهرش ساکورا میاندازد دلتنگ میشود. در همین حین، یک مستاجر جدید به رستوران توریا نقل مکان می کند...
پدر و مادری که کودک خود آدام را بر اثر تصادف رانندگی از دست میدهند و با اصرار از یک متخصص علوم پزشکی میخواهند فرزندشان را در فرایندی غیرقانونی و پیچیده شبیهسازی کند و او را به همان شکل که بود به آنها بازگرداند. این اتفاق میافتد، اما آدام ویژگیها و رفتارهای عجیب و غریبی از خود بروز میدهد که با شخصیت فرزندشان بسیار متفاوت است. حتی آدام در حالتی خلسه وار خود را به جای آدمهای دیگر میبیند و از مسائل و افرادی صحبت میکند که به خاطرات گذشتههای وی مربوط میشود...
وقتی شیفتگی تورا سان به معلم مدرسه برادرزاده اش باعث آشفتگی خانواده می شود، او دوباره سفرهایش را ترک می کند. وقتی برمی گردد عاشق مادر معلم می شود که به بیماری لاعلاج مبتلاست...
بابی شانزده ساله، به خاطر مرگ زودهنگام مادرش از نظر عاطفی آسیب دیده است. او به طور اتفاقی باعث مرگ یک راهبه میشود و زنجیرهای از اتفاقات ماورایی را به راه میاندازد که او را به جهنم میکشاند.