برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 3 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
درست پس از پیروزی نیروهای متفقین در اروپا، کنفرانس پتسدام برگزار می شود. «جیک» (کلونی) یک نظامی امریکایی که سال ها قبل نیز مدتی در برلین زندگی کرده، با هواپیما وارد آلمان می شود تا درباره ی این کنفرانس مطلب بنویسد. اما دیری نگذشته که گذشته ی «جیک» خود را به شکل و شمایل یک زن به رخ او می کشد. این زن، «لنا» (بلانشت)، حالا در ویرانه های برلین خیابان گردی می کند...
گروهی متشکل از پنج نفر از همکارهای کاری خود برای سفری به دلتای دانوب، بدون اینکه به همسرانشان چیزی در مورد آن بگویند ، می روند. با رفتن به ماهیگیری و شکار، شخصیت ها در خنده دارترین و مضحک ترین موقعیت ها قرار می گیرند...
در دههی ۱۹۹۰ در لسآنجلس، خطر در گوشهوکنار کمین میکند، پس از آنکه یک حادثهی عجیب و غریب یک پلیس مخفی را با تواناییهای ماوراءالطبیعه ترک میکند و همچنین وحشتی را آزاد میکند که باید قبل از اینکه همه چیز را نابود کند، نابود کند...
یک روز، مارلین به طور ناگهانی تصمیم می گیرد دخترش را به خاطر مردی که به تازگی در طول یک شب دیگر ملاقات کرده است رها کند. الی برای بازگرداندن مادرش هر کاری می کند ...
قهرمان المپیک و جنگ جهانی دوم، لوییس زمپرینی که مرتبا دچار کابوسهایی از تجربیات وحشتناکش میشود، با زن جوانی به نام سینتیا اپلوایت آشنا میشود که به همسرش تبدیل میشود. شیاطین شخصی زمپرینی به زودی به تهدیدی برای از بین بردن ازدواجش تبدیل میشوند تا اینکه او سخنان انرژیبخش بیلی گراهام را در سال 1949 میشنود. او ایمان نوظهور مسیحی خود را در آغوش میگیرد و با بخشیدن کسانی که به او ستم کردند و گسترش دادن پیام صلح و عشق، شروع به دگرگون کردن زندگیاش مینماید.