مانوئل، یک توپ فوتبال قدیمی دارد ، هر روز صبح در روستا مشغول به فوتبال بازی کردن می باشد ، یکی از آرزوی های او این است که در آینده دروازه بان بزرگی شود ، آرزوهای وی به حقیقت می پیوند تا روزی که "ارنست" پدر وی برای اون یک توپ جدید و نو میخرد..
زمان آينده. «نايت رايدر» (گيل)، سردسته ي روان پريش گروهي موتور سيکلت سوار هنگام تعقيب پليس تصادف مي کند و کشته مي شود. «مکس راکاتانسکي» (گيبسن)، مأمور کارآمد پليس با ترغيب رئيسش، «مکافي» (وارد) از استعفا منصرف مي شود و با رفيقش «جيم گوس» (بيسلي) کارشان را شروع مي کنند...
پس از جنگ هنگ کنگ ، استاد افسانه ای ایپ من ( وینگ چان ) بار دیگر بر خلاف میلش وارد جنگ وخون ریزی میشود . اینبار او وارد جنگ های خطرناک زیر زمینی به نام ( تریدز ) خواهد شد که باید برای حفظ جان و افتخار خود از آنجا سالم بیرون بیاید و…
مانند همه زوج های دیگر ، یک زوج جوان عاشق هم هستند. مانند همه زوج های جوان این زوج دارای فرزندانی هستند. ولی آنها با قبول کردن زندگی در خانه ی پدر مرد خانواده ، آزادی خود را صلب می کنند. دیگر زندگیشان مانند سابق نیست….
"موریل باین" مادر طلاق گرفته ، دارای 2 فرزند و عاشق بیان کردن غصه است، او از طرفداران پر و پاقرص "وینسنت لاکرو"است، یک روز "وینسنت" به خانه او رفته و از اون درخواست کمک میکند...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
خبرنگاري به نام «فليکس» (لمون) پس از طلاق دادن همسر و ناکام ماندن در اقدام به خودکشي، به ديدن «اسکار» (ماتو)، دوست و هم کار ورزشي نويس خود مي رود. «اسکار» از «فليکس» دعوت مي کند تا نزد او بماند و با هم زندگي کنند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 17 جایزه و نامزد دریافت 26 جایزه دیگر.
«اوکوی» یک دکتر خوش قلب نیجر، و «سنای» خدمتکاری ترکی، هردو در هتلی در لندن مشغول به کار هستند. معاملات مواد مخدر، و انواع خلاف در این هتل صورت می گیرد، اما زمانی که اوکوی یک قلب انسان را در یکی از توالت های هتل می یابد، متوجه میشود که چیزی فراتر از جرایم رایج در این هتل جریان دارد...
"افسر کربی یورک" مسئول یک پایگاه مرزی و آموزش سربازان تازه وارد از جمله پسر خود که نزدیک به پانزده ساله او را ندیده می شود.او پسرش را وادار به جنگ با سرخپوستها می کند اما پیش از آن مادرش از راه رسیده و او را خارج می کند.دیدار دوباره "کربی" و "کتلین" که سالهاست از هم جدا شده اند آنها را عاشق یکدیگر کرده و...
داستان فیلم درباره ی گروهی از دانشجویان جوان امریکایی هست که به دنبال کشف راز مرگ نه کوهنورد و اسکی باز روسی که در کوهستان های روسیه در سال 1959 رخ داده و جزو مرموز ترین راز های کشف نشده قرن بیستم بود، راهی همان کوهستان میشوند. وقتی به آنجا میرسند شب را در چادر به سر میکنند اما مدتی نمیگذره که اتفاق وحشتناکی برایشان می افتد و چیزی را میبینند که هیچ کس حتی در تخیل خودش فکر اون رو هم نمیکرد.
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
هالیوود، سال 1938. «تاد هکت» (آترتن) که در دانشگاه ییل نقاشی خوانده به گروهی می پیوندد که آماده ی کار برای یک طراح صحنه به نام «کلود استی» (دیسارت) هستند. او به دختری در همسایگی به نام «فی» (بلک) – بازیگر سیاهی لشکر ولی خوش آتیه – علاقه مند می شود و می کوشد تا به او در کارش کمک کند.
«مرد جواني به نام «جان فارلي» (اسکات) وقتي پس از مدت ها به خانه برمي گردد متوجه مي شود که مادرش (ساراندون) مي خواهد با «آقاي وودکاک» (تورنتن) که قبلا معلم ورزش منفور مدرسه اش بوده، ازدواج کند. او براي جلوگيري از اين وصلت تمام سعي خود را مي کند...