همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
چارلز بلیکی، یک مرد آمریکایی آفریقاییتبار که در شهر سگ هاربر زندگی میکند، در یک وضعیت بغرنج گرفتار شده، شانس به او رو نکرده و در آستانه از دست دادن خانه اجدادی خود قرار دارد. در این میان، یک تاجر سفیدپوست عجیب و غریب با لهجه اروپایی به او پیشنهاد میدهد که زیرزمین خانهاش را برای تابستان اجاره کند.
جسی پس از سالها دوری از همسرش، برای آشتی به اسکاتلند میرود. اما ورود او به این کشور، همزمان میشود با درگیری با اوباش و شرکت در یک عروسی شلوغ. او حالا باید همسرش را نجات دهد، گروگانها را آزاد کند و در میان هرج و مرج فرهنگی، راهی برای حل مشکلات پیدا کند.
گروهی از دوستان که برای تمیز کردن مزرعه پدربزرگ درگذشته یکی از آنها جمع شدهاند، توسط مترسکی زنده و مرموز که روی آن ملک ادعا دارد، مورد وحشت قرار میگیرند.
شی میاونا (Shi Miaona)، یه معلم، و دانشآموز شیطونش وانگ کیانگ (Wang Qiang) به طور مرموزی جاشون با هم عوض میشه. با نزدیک شدن یه مسابقه مهم تدریس، میاونا داره با زمان مسابقه میده تا قبل از اینکه دیر بشه، برگرده به بدن خودش.
در پاریس، یک بازیگر مشهور که از زندگی و کار خود دلسرد شده، با یک پیشخدمت که روزگار سختی را میگذراند، آشنا میشود. این آشنایی، سرآغاز یک رابطه عاشقانه غیرمنتظره است. اکنون سوال اینجاست که آیا عشق آنها خواهد توانست در برابر کانون توجه شدید رسانهها و شهرت، دوام بیاورد؟
گیونگ آه، زنی که بهعنوان مراقب کار میکند و تنها زندگی میکند، تنها به دخترش یئون سو تکیه دارد. اما پس از نقل مکان یئون سو، دیدارهای آنها بسیار محدود شده است. داستان با دریافت یک پیام هولناک توسط گیونگ آه از یک فرد غریبه آغاز میشود.
ماجرای فیلم درباره مرد بیگناهی است که پس از کشته شدن توسط پنج افسر پلیس زیادهرو، درون آمبولانس زنده میشود. او پس از بازگشت به زندگی، با تکیه بر ایمان خود با مشکلات و موانع بسیاری روبرو میشود.
در دنیای جدید، خونآشامها و انسانها با هم زندگی میکنند. خونآشامها به جای شکار، خون مصنوعی مینوشند و به همین دلیل، خون طبیعی آنها ارزشی بالا پیدا کرده است، چرا که توانایی حفظ طولانیتر عمر انسان را دارد.
ابی در روز عروسیاش مورد بیمهری قرار میگیرد و تنها میماند. او در این شرایط با زنی محتاط و کمحرف مواجه میشود که نیازمند یاری است. وقتی این دو در کنار هم زخمهای روحیشان را التیام میبخشند، نامزد سابق ابی که حالا درک عمیقتری از آرزوهای او پیدا کرده، دوباره به زندگیاش بازمیگردد. در نهایت، فاش شدن یک حقیقت ناگفته، ابی را به آرامش درونی میرساند.
نیلِش، یک دانشجوی حقوق از خانوادهای فقیر، پس از ورود به یک دانشگاه معتبر، با نابرابریهای عمیق اجتماعی روبرو میشود. یک اتفاق غمانگیز، او را وادار میکند تا با این سلسلهمراتب اجتماعی پنهان و تأثیر آنها بر سرنوشت و روابط افراد مقابله کند.
یک زن باردار از خیانت همسرش مطلع میشود. علاوه بر این، مرد تمایلی به پدر شدن ندارد، که این شرایط او را وادار میکند برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتهایش، به اقدامات بسیار جدی و افراطی فکر کند.
یک بوکسور جوان و امیدوار به لطف دوستش، ماتئو، از یک تصادف مرگبار جان سالم به در میبرد. پس از بهبودی، دردی اسرارآمیز شروع به آزار دادن او میکند و آینده بوکس او را در دنیایی که ضعف در آن تحمل نمیشود، به خطر میاندازد.
این فیلم به جامعه پنهان (جهان زیرین) و زندگی غیررسمی مهاجران آفریقایی در شهر قاهره میپردازد. محور داستان، تنشها و اختلافاتی است که میان گروههای مختلف این جامعه وجود دارد و این وضعیت از نگاه و تجربیات عایشه، یک مراقب سومالیایی که در آنجا مشغول به کار است، روایت میشود.
داستان در جهانی پسا-آخرالزمانی رخ میدهد؛ جایی که طبیعت توانسته است بر تکنولوژی غلبه کند. میلای دوازده ساله، پس از قتل پدرش، به شدت آشفته و درهم شکسته است. او برای جبران اعمالی که به ناحق انجام داده، راهی سفری دشوار میشود.
پدری به همراه پسرش وارد یک مهمانی رِیو در دل کوههای جنوب مراکش میشوند. آنها به دنبال «مار» (Mar)، دختر و خواهر خانواده هستند که ماهها پیش در یکی از این مهمانیهای شبانهروزی ناپدید شده است. در میان موسیقی الکترونیک و فضایی سرشار از آزادی ناآشنا، آنها عکس او را به طور مداوم به حاضران نشان میدهند. در حالی که امیدشان رو به افول است، تسلیم نمیشوند و به دنبال گروهی از شرکتکنندگان میروند که عازم آخرین مهمانی در بیابان هستند.
شاگرد قنادی که از تبدیل شدن شبانهاش به یک دیو وحشی خبر ندارد، زندگی آرامی دارد. خانوادهاش همسایهشان را مأمور میکنند تا مراقب او در شب باشد. اما همسایه که عاشق شخصیت روزانهی او شده، تلاش میکند تا نفرینش را باطل کند.