همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
چهار دوست که بر اثر یک اتفاق ناگوار از یکدیگر دور شده بودند، در جریان انجام یک پروژه ی مربوط به درس فیلمشناسی دوباره به هم میرسند. با گذشت زمان و بروز اختلافاتی، این گروه تصمیم میگیرند در شبی که ماه خونین در آسمان میدرخشد، فیلمی در جنگل بسازند، اما آنها در این کار تنها نیستند...
دیوید هریس "برایس مک لاولین" که برای قتل همسرش مظنون بود، ابی "الیسیا روتارو" را راهنمایی می کند تا مدارکی را برای اثبات بی گناهی خود پیش از اتمام وقت ثابت کند.
قتل یک کارگر مهاجر در شهر مرزی جنوب غربی، تنش شدیدی را در شهر ایجاد میکند. در این میان، دشمنی بین صاحب یک روزنامه و رئیس پلیس، منجر به تحریف حقیقت و یک نبرد کثیف برای عدالت میشود.
در پی حادثهی تیراندازی در دبستان راب در تگزاس، خبرنگاران روزنامهی محلی لیدر-نیوز یووالده با انبوهی از پیامدهای این تراژدی روبرو میشوند، و در این میان، یکی از همکاران خود را نیز در این فاجعه از دست دادهاند.
خبرنگاری به نام ایم سانگجین در حین بررسی گزارشی در مورد دستکاری افکار عمومی در فضای مجازی، از وجود "ارتش کامنت" آگاه میشود. او در ادامه تحقیقات خود، با یک تشکیلات بزرگ و قدرتمند روبرو میشود و داستانی جنایی رقم میخورد.
در سفری تفریحی به پارک ملی یوسِمیتی، دو خواهر به نام کاترینا و جنیفر با مردی خوشتیپ به نام ریک آشنا میشوند. کاترینا که شیفته ریک شده، او را همسر ایدهآل خود میداند. اما زمانی که کاترینا در دل طبیعت وحشی یوسِمیتی ناپدید میشود، جنیفر به آدمربایی مشکوک شده و برای نجات خواهرش به دل خطر میزند.
سه سال پیش از داستان، سفینه فضایی غولپیکری در آسمان توکیو پدیدار میشود. جنگی نابرابر با موجودات فضایی که در ظاهر بیخطر به نظر میرسند آغاز میشود و بحثها و جنبشهای صلحطلبانه را به دنبال میآورد. با وجود این اتفاق غمانگیز و بیسابقه، دو دختر دبیرستانی به نامهای کویاما کادود و ناکاگاوا اوران زندگی خود را بدون توجه به این اتفاق ادامه میدهند. تمرکز داستان نه بر روی تهاجم بیگانگان، بلکه بر روی فطرت انسانی، گفتگو، دوران بلوغ و زندگی است.
با بازگشت هولناک بزرگترین شرور کهکشان در هیئتی جدید، دشمنان همیشگی، سرخها و آبیهای دره خونین، چارهای جز کنار گذاشتن کینهها و اتحاد برای نجات کهکشان در نبردی نهایی ندارند.
پلِت، مادری دلسوز، به خاطر تنبیه ناعادلانه لیندا، عذاب وجدان دارد و برای جبران اشتباه خود، مصمم است مرغ فلفلی بپزد، در حالی که از آشپزی سررشتهای ندارد.
پیر، گلفروشی موفق، با فرار مادر بیمارش از آسایشگاه روبرو میشود. تلاش او برای بازگرداندن مادر به آسایشگاه، به دیدار دوباره غیرمنتظرهای تبدیل میشود که زندگی هر دوی آنها را تغییر میدهد.
مردی ولگرد در شبی برفی به بار شهر خود باز میگردد و برای پرداخت بدهی، داستانی هولناک از هویتهای اشتباه، خیانت و خشونت را تعریف میکند که شبی آرام را به سمت تاریکی و ناآرامی هدایت میکند.