با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
در مکزیک سال 1994، ماریانو، یک نوجوان رنجدیده تصمیم به خودکشی میگیرد و شهادتش را پشت سر میگذارد: یک نوار ویدئویی که دلایلی را که برای انجام این کار به دنیا توضیح میدهد. نتیجه یک پرتره نوستالژیک و تاثیرگذار از روح مرد جوانی است که در تلاش است تا یک تراژدی خانوادگی را که چند سال قبل توسط او ایجاد شده جبران کند...
دو مرد زنان را آزار داده،به آنها حمله کرده،دست به سرقت و قتل زده و در نهایت از دردسر جان سالم به در می برند."ماری آن" آرایشگری خسته و ناامید به گروه آنها می پیوندد و...
این یک کمدی دلچسب ماهی بیرون از آب در مورد یک کشیش وابسته در یک کلیسای بزرگ در کالیفرنیا است که خود را کشیش یک کلیسای فقیر در بدترین محله آتلانتا می بیند.
یک مهندس برق به اسم مایکل (بن افلک) که یکسری پروژه های فوق محرمانه را برای رئیس میلیادرش رتریک انجام می دهد با وی قرارداد بسته که در ازای دریافت حقوق بالا اجازه دهد تا حافظه اش پاک شود . پاک شدن حافظه او تنها منحصر به مدت زمانی است که بر روی هر پروژه کار می کند . اما یکبار رتریک به مایکل پیشنهاد می کند که در ازای دریافت یک چک حقوق بسیار بالا اجازه دهد اطلاعات سه سال حافظه او پاک شود . مایکل این پیشنهاد را می پذیرد اما در پایان کار پی می برد که دستمزد او را بالا کشیده اند و این در حالیست که حافظه ۳ سال اخیر خود را نیز از دست داده است و زندگیش در نیز در خظر است . در چنین شرایطی ، فقط دوست* دختر او راشل (اما تورمن) بکمک او می آید تا حافظه اش را بازیابد و …
فیلم چند روز آخر زندگی "الویرا" که پیش از این با نام "اروین" شناخته می شد را ، دنبال می کند . سالها قبل او به "آنتون" یکی از همکاران خود می گوید که ، او را دوست دارد اما "آنتون" در جواب می گوید : چه بد، تو یک زن نیستی !...
برد راندولف، خلبان قهرمان جهان در رشتهی آکروباتیک، همیشه برای اجرای مانورهای هوایی بینظیر، هواپیمای خود را تا نهایت تواناییاش به چالش میکشد. اما در اوایل چهل سالگی، زندگی او را با چالشهای جدیدی روبهرو میکند که عیار شجاعتش را محک میزنند.
یک فیلم سیاه و سفید که داستان یک خیاط جوان به نام آرتور را نشان میدهد که عاشق یک بازیگر زیبای تئاتر به نام ماری-ژولی میشود و به فکر رها کردن همهچیز، از جمله خیاط پیری که او را بزرگ کرده و به او خیاطی یاد داده، میافتد.
یک افسر پلیس سابق، به نام استونی کوپر زمانی که یک قاتل زنجیرهای در نزدیکی خانه حمله میکند ، او قول میدهد قاتل را بگیرد و همسرش را که از او جدا شده است، به لسآنجلس برمیگرداند...