با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
یک مدیر تبلیغاتی اهل نیویورک به شهری کوچک در غرب کشور سفر می کند تا ارثیه ای را به دست بیاورد اما متوجه می شود باید یک گروه کر را تشکیل داده و آنها را به موفقیت برساند تا بتواند به ارثیه دست پیدا کند...
یک دانشجوی جوان پزشکی آسیب شناسی مشکوک است که روح یک جسد مرده در سردخانه بیمارستانی که در آن کار می کند، همه کسانی را که جسد را اداره می کنند یا هتک حرمت می کنند، می کشد...
دو دوست تصمیم میگیرند که تعطیلات خود را در جنوب فرانسه بگذرانند. آنها با رسیدن به یک ویلای متروک، بهزودی درگیر یک باند سارق جواهر و زنی زیبا میشوند.
بیل، دانشآموز دبیرستانی، شاهد بشقاب پرندهای در آسمان شهرش میشود. موجود فضایی خونآشام قصد تاریکی زمین و استعمار آن را دارد. بیل و تیمی از SETI برای نجات خورشید تلاش میکنند.
بل، دختری 19 ساله، با پشتکار فراوان به نواختن ویولن میپردازد، اما قادر نیست به موسیقی خود احساسی عمیق و لطیف ببخشد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که کشف میکند...
داستان دربارهی هیپو، نوجوانی با رفتارهای خاص، و خواهر ناتنی مجارستانیاش، باترکاپ است که در اواخر دههی نود میلادی در آمریکا، در زیر سایهی مادری با سابقه دستکم یک بار بستری شدن در آسایشگاه روانی، با دشواریهای دوران بلوغ دست و پنجه نرم میکنند.
داستان دربارهٔ مرد جوان سیاهپوستی است که به دلیل بزرگ شدن در محلهای سفیدپوست، احساس میکند از جامعهٔ سیاهپوستان دور افتاده است. او برای یافتن هویت خود، به محلههای فقیرنشین میرود و با پسرعموی گانگسترش وقت میگذراند. اما در آنجا با واقعیتهای تلخ و خشونتآمیز زندگی در این محلهها روبرو میشود.
در حالی که جیکوب جیمز سعی داشت خشم خود را درمان کند، به طور تصادفی به دارویی برخورد می کند که تمام موانع او را آزاد می کند و او را به مسیری خود ویرانگر می کشاند.
در سال ۱۹۶۹، دانشجویان دانشگاه سر جورج ویلیامز، در اعتراض به نحوه نادرست رسیدگی مسئولان به اتهامات نژادپرستی مطرحشده علیه یکی از اساتید، آزمایشگاه کامپیوتر طبقه نهم را به اشغال خود درآوردند.