با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
چارلی هشتپا، به طور ناگهانی و ناخواسته وارد یک مسابقه استعدادیابی میشود. او پس از کسب شهرت و ثروت، متوجه میشود که ارزش این چیزها بیش از آنچه به نظر میرسد، اغراق شده است (و فاقد اهمیت واقعی هستند).
آنتونیو میانسال است و فکر میکند دوستی ندارد و شغل بدی دارد زیرا کوتاه قد، چاق و کچل است. وقتی یک سردفتر جدید وارد میشود، آنتونیو میبیند که او را بسیار دوست دارند ، حتی اگر قد کوتاهتر و چاقتر است، او متوجه میشود که باید با ترسهای خود روبرو شود...
هارولد و لیلیان در سال 1947 به هالیوود فرار کردند و در آنجا به سلاح مخفی صنعت فیلم تبدیل شدند. هیچ کس در مورد آنها صحبت نکرد، اما همه آنها را می خواستند. داستان آنها بزرگترین داستانی است که تا به حال گفته شده است...
بعد از عزیمت "روب سوفر"،یک فرشته مرگ دیگر ، به نام "کمرون کین" جای او را می گیرد. او تاجری است که هیچ اهمیتی به مردگان جدید نمی دهد. اما بعد از ارتباط "جرج" و "رجی" همه چیز به هم می ریزد...
دو قمارباز به نامهای قانونی و چان، در نبردی با якуدزا گرفتار میشوند. آنها برای حل این مشکل، دست به قمار پرخطری میزنند و سرنوشت خود را به دست ورقهای بازی میسپارند.
ماری با نادیده گرفتن گروهی از هنرمندان خیابانی به نام کلاغها، اشتباه بزرگی مرتکب شد. او که در تنهایی و عذاب به سر میبرد، به سرعت پی برد که هنر این گروه با خون و وحشت عجین شده است.
مرد مسنی به نام مکس پیش مربی شمشیربازی مشهور، ویلار، میآید و از او میخواهد که او را به عنوان شاگرد بپذیرد. اما مربی تکنیک استفاده از سلاح او را دوست ندارد و فقط مکس را به عنوان نظافتچی استخدام میکند.