با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
دین فونگ خواننده جوان و بی خیالی است که در اوج جوانی متوجه وجود تومور در غده هیپوفیز خود می شود. این مسأله مرگ و زندگی نگرش فونگ را به زندگی و انسان های پیرامونش تغییر می دهد...
دانشمندی که برای یک آژانس دولتی مخفی کار می کند که علائم زودیاک را مطالعه می کند، خود را در برابر یک فرقه خطرناک هندی می بیند که توسط یک مرد معمایی قدرتمند رهبری می شود.
جرالد و ماریان از یک قلعه باواریا بازدید می کنند، جایی که ماریان توسط فرقه خون آشام به رهبری دکتر روان ربوده می شود. جرالد برای نجات همسرش و نابودی خون آشام ها از پروفسور زیمرمن کمک می گیرد...
هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز می شود، گریسی فیلدز علیرغم بهبودی از سرطان، برای سربازان اجرا می کند که باعث ناراحتی شوهرش شد. فیلدز شوهرش، کارگردان ایتالیایی الاصل مونتی بنکس را تشویق می کند تا پس از ورود ایتالیا به جنگ، به آمریکا نقل مکان کند...
زن جوانی (امبیر چیلدرز) پس از به ارث بردن شرکت اسباب کشی خانواده اش، شروع به درگیری با مدیر (کیگان آلن) می کند که فکر می کرد او می خواهد مسئولیت را بر عهده بگیرد...
دو زوج در یک دوراهی زناشویی سفری را برای احیای مجدد پیوندهای خود آغاز می کنند، اما پیوندهای غیرمنتظره ای پیدا می کنند که خواسته های آنها را به چالش می کشد و معنای واقعی عشق را دوباره تعریف می کند.
گروهی دوازده نفره از افراد باتجربه در یک فرار مرگبار قرار دارند. آنها برای زنده ماندن تا آخرین لحظه تلاش خواهند کرد اما بسیاری از آنها قبل از سپیده دم جان خود را از دست خواهند داد.
وقتی مانی یک یقه مرموز پیدا میکند و آن را دور گردن سگش، روفوس، میاندازد، روفوس به طرز جادویی به یک پسر بچه تبدیل میشود. با اینکه نمیداند چطور مثل یک آدم معمولی رفتار کند، اما خیلی زود محبوبترین بچه مدرسه میشود.