با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
شش محکوم فراری و گروگان ناامیدانه به سمت مرز مکزیک می دوند، جایی که به گنج گمشده ای از ثروت ناگفته برخورد می کنند و به جای آن مرگ حتمی را در صحرای آریزونا می یابند...
یوگی و دوستانش به اشتباه سوار هواپیمای معروف هاوارد هیوز به نام "گُنجَشک دریایی" میشوند. آنها به طور تصادفی هواپیما را روشن میکنند، بنابراین تصمیم میگیرند با آن پرواز کنند و در طول مسیر به حیوانات و مردم کمک کنند.
تسونئو یک دانشجو است و خوزی دختر جوانی است که به ندرت به تنهایی از خانه بیرون رفته است زیرا نمی تواند راه برود. زمانی که تسونئو متوجه می شود که مادربزرگ خوزی او را برای پیاده روی صبحگاهی بیرون می آورد، آن دو با هم آشنا می شوند...
در یکی از خیابان های باریک شهر قدیمی استکهلم، هتل سیتی واقع شده است. در آن شخصیت های مرموزی مانند "گریون" ، "بلومن" و دیگران زندگی می کنند. بازرس پلیسی به نام "گورانسون" در حال تعقیب سارق جواهراتی به نام، "الماس دزد" است...
دکتر یون برای جستجوی دارو در جنگل های تایلند است، اما با قبیلهای که جادو میکنند روبرو می شود . از آنجا که او در امور آنها دخالت می کند، قربانی یک "طلسم خون" می شود که می تواند پس از یک سال او را بکشد. بنابراین او به تایلند باز می گردد تا با یک دوست و یک روزنامه نگار دردسرساز به دنبال پادزهر بگردد...
مارسل در یک جواهر فروشی کار می کند. او بعد از ملاقات با لولوی دوست داشتنی و رفیق تنبلش، جو، به این دختر علاقه مند شده و مجذوب دنیای آن ها می شود. لولو و جو کلاهبردار هستند. آن ها مارسل را بر خلاف میلش در جریان سرقت جواهرات دختر رئیس مارسل شریک کرده و...
Translation is too long to be saved
ژانویه 1999: با آزاکا کوکوتو آشنا شوید. او قصد دارد علیرغم حضور زنی خطرناک به نام شیکی ریوگی، میکیا را به عنوان معشوقه خود جلب کند. فقط یک مشکل وجود دارد - آزاکا خواهر اوست. و یک مشکل بزرگ دیگر - شیکی و آزاکا پس از یک حادثه جدی در آن مدرسه به یک مدرسه جادویی فرستاده می شوند تا حقیقت را کشف کنند و ...
در یک کارخانه نساجی بسیار قدیمی با هجوم شدید موش، حوادث مرگبار شروع می شود، اما سرکارگر فاسد همچنان کارگران خود را در معرض خطر قرار می دهد تا زمانی که آنها راز وحشتناکی را در اعماق زیرزمین کشف می کنند...
در یک برج در حال احداث در تهران، عده ای کارگر ایرانی و افغانی مشغول به کار هستند. لطیف کارگر و مسئول خدمات و تغذیه ی کارگران، باخبر می شود که بعد از مجروح شدن یک کارگر افغانی، اینک پسر او رحمت، جایش مشغول کار است. به دلیل جثه ضعیف رحمت، معمار وظیفه ی لطیف را به وی می سپارد و لطیف کار راحت خود را از دست می دهد. این کار وی را عصبانی می کند و در پی آزار رحمت برمی آید. یک روز متوجه می شود که رحمت در واقع دختری است به نام باران که از سر ناچاری به جای پدر کار می کند...
"سوزانه" پس از بازگشت از اردوگاه کار اجباری، با سربازی که در آپارتمانش زندگی می کند روبرو شده و تجربیات مشترکش را در خلال جنگ جهانی دوم با او مرور می کند...