بیلی بونز دزدان دریایی پیشین در مسافرخانه ساحلی که توسط جیم هاوکینز و مادرش اداره می شود و ترس او را از کشف گروههای قدیمی خود به پسر جوان جلب می کند. پس از مرگ بونس ، جیم نقشه گنج خود را با جناب معتبر ، دکتر لایزی و اسکایر ترلاوین ، که اعزامی برای بازیابی غارت دفن شده دارند ، به اشتراک می گذارد...
جزیره ای متعلق به بریتانیا در دریای کارائیب مورد حمله قرار می گیرد و یک تروریست یکی از اعضای خانواده سلطنتی را می رباید. اگر کسی بتواند از جنگ جهانی سوم جلوگیری کند، رئیس جمهور آمریکا است، اما به نظر می رسد نزدیک ترین متحد او، نخست وزیر بریتانیا، دیوانه شده است...
دو خرگوش عید پاک که از طبقه کارگر هستند اخراج میشوند و در مشاغل عجیب و غریب مختلفی دست به کار میشوند، اما در هر کدام شکست میخورند. آنها با افسردگی، بدهی و در نهایت با یکدیگر درگیر میشوند و زندگیشان رو به نابودی میرود...
فیلم، پژوهش مصوری دربارهٔ تکلیف شب بچه هاست و از زبان خود آنها به طرح این موضوع میپردازد. بی دانشی و کم حوصلگی والدین و بی اطلاعی آنان از روشهای نوین تدریس و سیاستهای آموزشی در مدارس، کودکان را دچار مشکلات فراوان میکند...
لس آنجلس، سال 1997. «کارآگاه هريگان» (گلاور) و گروه ضربت ضد مواد مخدرش، در ميانه ي زدو خورد شديد بين دارو دسته ي قاچاقچي هاي جاماييکايي و کلمبيايي گير افتاده اند. هنگام درگيري با دارو دسته ي کلمبيايي ها، موجود مرموزي وارد صحنه مي شود و قاچاقچي ها را قتل عام مي کند. جاماييکايي ها با استفاده از اين فرصت، به رئيس قاچاقچي هاي کلمبيايي حمله مي کنند ولي آنان نيز به دست آن موجود نيمه نامرئي به قتل مي رسند...
دو معلم به نام های دوریس و ماریان بعد از ناپدید شدن دوستشان، اِولین، در دشت های یورکشایر، به این مکان سفر می کنند. در یک شب توفانی، آن ها در کلبه ی دور افتاده ی استفان پناه می گیرند. استفان پیانیستی بود که در دوران جنگ داخلی اسپانیا در اثر صدا و موج انفجار دچار اختلال روحی شد. با فرو نشستن توفان، موریس سریعا محل را ترک می کند اما کنجکاوی ماریان درباره ی سرنوشت اِولین به علاوه ی عشقش نسبت به استفان باعث می شود در این مکان خطرناک بماند و...
چاو در سفری به تایلند با دختری آشنا میشود که او را برای دیدن مکانها به اطراف میبرد. چیزی که او واقعاً به آن علاقه دارد بوکس تایلندی است، بنابراین او را به مسابقه ای می برد که دوستش در آن مسابقه می دهد...
کارلو که شیفته پیتر جوان و بلندپرواز شده، او را به همسرش، جیادا، معرفی میکند. واکنش جیادا به این آشنایی غیرمنتظره است؛ او به شدت تلاش میکند تا پیتر را از زندگی خود دور کند، چرا که میترسد پیتر رازی ناگفتنی از گذشتهاش را برملا سازد.
النور مورتون با در نظر گرفتن زن ستیزی و استانداردهای دوگانه صنعت کمدی، سعی می کند خود را دوباره کشف کند و به عنوان یک کمدین پر زرق و برق آمریکایی، راه پدرش را دنبال کند...