لی یک نوازنده مشتاق است که با دوستان دبیرستانی خود در یک گروه می نوازد و سیندی سی یک خواننده اهل فلاندر است که می خواهد حرفه خود را احیا کند. وقتی لی و سیندی سی با هم آشنا می شوند، دو دنیای متفاوت با هم برخورد می کنند و آنها باید برای عشق خود بجنگند...
در سال 1999، یک مهندس پاکسازی مین بریتانیایی که برای دولت طالبان در افغانستان کار می کند، زمانی که درگیر یک بازی مرگبار دسیسه و خیانت می شود، باید از کشور فرار کند...
هنگامی که دانشجویان کالج برای یک تحقیق ساده ثبت نام می کنند ، به زودی متوجه می شوند که زندگی آنها در خطر است. متأسفانه آنها ناآگاهانه بدن خود را به عنوان وثیقه انسانی در یک تجربه مداوم نظامی ایالات متحده داوطلب کرده اند...
داستان در جهانی موازی رخ میدهد که از اتاقهای پیچ در پیچ تشکیل شده و ساکنان آن تحت حفاظت یک ناظر خیرخواه هستند. ورود یک فرد خارجی به این جهان باعث آغاز یک انقلاب خونین میشود.
جودی با وجود اینکه نمیتوانست ثابت کند، اما مطمئن بود که همسر سابقش در حال آزار جنسی دخترشان سامانتا است. وقتی دادگاه حضانت مشترک سامانتا را صادر کرد، جودی او را برداشت و به یک شبکه زیرزمینی پناه برد. این شبکه از سامانتا در برابر دادگاهها محافظت میکرد. همسر جودی نیز بیوقفه از کارآگاهان میخواست سامانتا را پیدا کنند.
مارتا سیزده ساله اخیراً به همراه مادر و خواهر بزرگترش به جنوب ایتالیا نقل مکان کرده است و برای یافتن جای خود تلاش می کند و بی قرار مرزهای شهری ناآشنا و تعلیمات کلیسای کاتولیک را آزمایش می کند...
داستان در لندن دهه 1930 رخ میدهد و روایتگر زندگی زنی جوان به نام هتی است که درگیر مشکلات خانوادگی و اجتماعی ناشی از فقر و جنایت میشود. او باید با برادر مجرمش و مادری که به دنبال منافع شخصی است، مقابله کند. این داستان، تصویری از تضاد طبقاتی و اجتماعی آن دوران را ارائه میدهد.
میرا شروع به تماس با بومی، محافظ شخصی خود میکند تا او را فریب دهد و به او بگوید که دوستش دارد. مشکلاتی به وجود میآید زمانی که بومی عاشق او میشود، بدون اینکه بداند او کیست...
زمستان، 1915. محبوس شدن توسط خانواده اش در پناهگاهی در جنوب فرانسه - جایی که دیگر هرگز مجسمه سازی نخواهد کرد - وقایع زندگی منزوی کامیل کلودل، در حالی که او منتظر ملاقات برادرش، پل کلودل است...