فیلم نمایانگر چهره بیرحم جنگ و تبعیضی که بعد از حمله ژاپنی ها به پایگاه پرل هاربر شامل حال ژاپنی های مقیم آمریکا میشود و اینکه باید وفاداریشون را بطرف مقابل نشان دهند ، برای این منظور آنها به شمال آفریقا ، ایتالیا ، فرانسه اعزام میشوند...
اگرچه مایکل (تیم متسون) یک معتاد جنسی است که پشیمان نشده ، او در طول رابطه خود بارها به دوستش کاترین (کیت کپشاو) خیانت کرده است، اما کاترین متقاعد شده که پس از ازدواج آنها او تغییر خواهد کرد ...
در این اقتباس از شاه لیر اثر ویلیام شکسپیر، جان لیر، ثروتمند مزرعه دار خودساخته، دارایی های خود را بین دخترانش تقسیم می کند، اما متوجه می شود که وقتی دارایی او را به دست می آورند، او را رد می کنند.
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 17 جایزه و نامزد دریافت 19 جایزه دیگر.
جس ( پارمیندیر ناگرا ) دختری هیجده ساله از یک خانواده هندی ساکن شهر لندن است. جس با تمام دختران همسن و سال خود متفاوت است و نگاه متفاوتی به پسران دارد. برای او پسران به سادگی همبازی فوتبال در پارک نزدیک خانه هستند. در واقع برای جس تنها دو چیز بسیار مهم در زندگی وجود دارد، فوتبال و دیوید بکهام. خانواده متعصب او بویژه مادرش از این تفاوت فاحش او با سایرین در رنج هستند. روزی در پارک هنگام بازی فوتبال جس با جولیس ( کیرا نایتلی ) ملاقات میکند و …
تات فانگ، یک افسر پلیس، رویاهای خود را رها می کند تا بتواند از دودو، برادرش که نیازهای ویژه دارد مراقبت کند. با این حال، وقتی دودو توسط گانگسترهایی ربوده می شود که به دنبال لطف تات هستند، همه چیز تغییر می کند...
هیکاری پس از فوت پدرش، شغل خود را رها کرده و به زادگاهش در فوکوئوکا بازمیگردد تا مغازه رامن فروشی پدرش را اداره کند. او در تلاش برای بازسازی دستور پخت پدرش به مشکل برمیخورد و به خاطرات دوران کودکی خود پناه میبرد.
مستندی درباره کنزو اوکوزاکی، کهنه سرباز 62 ساله جنگ جهانی دوم که به خاطر اعتراضاتش علیه امپراتور هیروهیتو بدنام است و در همین حال تلاش می کند اعدام های بی مورد دو سرباز ژاپنی در طول جنگ را افشا کند...
موهای بزرگ، تفنگهای بزرگ، شخصیتهای بزرگ و کمبود جدی لباس. داستان پسا آخرالزمانی در آن زنان برای تعیین سرنوشت کل جهان در سطل زبالهها و گودالهای مختلف با هم میجنگند...
مصاحبه پنج متقاضی واجد شرایط برای یک شغل مورد علاقه. در شب قبل از آخرین دور مصاحبه، همه آنها ربوده شده و روز بعد، بدون هیچ امیدی به فرار، در یک اتاق دربسته با هم بیدار می شوند...
معلمی تلاش می کند تعداد انگشت شماری از دانش آموزان خود را در یک مدرسه کوچک روستایی به سئول بکشاند تا بتواند به مدرسه بهتری برود. با این حال، تلاشهای او نتیجه معکوس میدهد و مدرسهاش به یکی از بالاترین رتبهها در کشور تبدیل میشود..