داستان زنی جوان به نام میمی است که در زندگی شخصیاش با چالشهای بزرگی روبروست. او با کمک به یک وکیل در معرض خطر، وارد پروندهی یک مجرم میشود. میمی با این کار نه تنها به وکیل کمک میکند تا حرفه خود را نجات دهد، بلکه خود نیز به دنبال عدالت و شناخت بهتر از خود میگردد.
پس از یک رشته بدشانسی، یک جمع کننده بدهی چاره ای جز گذراندن شب در یک معبد خالی از سکنه ندارد، جایی که با یک روح زن وحشی روبرو می شود و بعداً برای نجات روح او از کنترل یک شیطان درختی شرور مبارزه می کند...
رمان «Vivid» داستانی گیرا و پرکشش از زندگی مردی به نام شان است که پیآمد حادثهای در محیط کار، کاملاً دگرگون میشود. همزمان با طی شدن دوران نقاهت و التیام او، برداشت و جهانبینیاش نسبت به مفاهیمی چون روابط، عشق و خیانت، تنها پردهای از وهم و خیال به نظر میرسد.
فیلم "پرنده رنگین" داستان یک پسر جوان یهودی است. والدینش او را برای اجتناب از آزار و اذیت و شکنجه ضد یهودی ها به نزد خویشاوندان در اروپای شرقی می فرستند. عمه پسر به طور ناگهانی می میرد و او باید در دنیای وحشی خطرناک که با او دشمن است از خود مراقبت کند …
در دنیای قاچاق بین المللی اسلحه، وفاداری، افتخار و مسئولیت پذیری کالاهای با ارزشی هستند . اما چیزی که از همه با ارزش تر است ، خانواده است . قدرت باعث بوجود آمدن دشمن می شود و دوست داشتن ، احتمال خیانت را بیشتر می کند و اینگونه است که جنگی آغاز می شود . اما تنها یک نفر میتواند فرمانروایی کند …وست داشتن ، احتمال خیانت را بیشتر می کند و اینگونه است که جنگی آغاز می شود . اما تنها یک نفر میتواند فرمانروایی کند …
خواننده های دوره گرد ، در پیاده روهای تئاترها در لندن ، پول کافی در می آورند تا اتاقی ارزان برای خود اجاره کنند . چارلز که خواننده معروفی شده،جیب بر جوانی را میبیند ...
وقتی جوکر تامی تریکر با برخی از دوستانش شوخی های عملی می کند، بهترین دوستش رالف، که یک کلکسیونر تمبر است، راز "سفر تمبر" را کشف می کند تا او را وادار کند تا با یک تمبر به سراسر جهان سفر کند تا چارلز مری ودر مرموز را بازگرداند. که به مدت 75 سال هرگز با تمبر برنگشت.
داستان دربارهی اسکای ویلیامز، خوانندهی آر اند بی است که پس از یک دوره ناکامی، در حال بازگشت به اوج است. او درگیر یک رابطهی پیچیده و فشارهای کاری است و در این میان، یک طرفدار وسواسی به او علاقهی خطرناکی پیدا میکند. ماجرا زمانی ترسناک میشود که اسکای و دوست پسرش ناپدید میشوند.
پدر ایون اودانل، یک روحانی ایرلندی است که معتقد است که برای استقلال ایرلند، باید از خشونت استفاده کرد. او در سال ۱۹۱۶، یک پسر جوان به نام آنتین را برای جنگ در قیام ایرلند تشویق میکند. آنتین در این قیام شرکت میکند و پس از آن، به یک تیرانداز باتجربه تبدیل میشود. پنجاه سال بعد، آنتین به شهر دری بازمیگردد. حضور او، پدر ایون را به یاد وقایع سال ۱۹۱۶ میاندازد. پدر ایون در آن زمان، به دلیل اعتقاد به خشونت، دچار فروپاشی روحی شده بود. تأثیر پدر ایون بر آنتین جوان، در آنتین بزرگسال نیز مشهود است...
نینا وو، دختری با آرزوی بازیگری، برای دنبال کردن این رویا راهی کلانشهر میشود. او در تنهایی و انزوا به سر میبرد و از بیماری و افسردگی رنج میبرد. اما با به دست آوردن نقشی در فیلمی جاسوسی، نور امیدی در زندگی او روشن میشود و نینا تصمیم میگیرد تمام توانش را به کار بازیگری بگذارد.