مردی عاشقانه و بیتجربه مبتلا به دیستروفی عضلانی در تلاش است تا عشق دوست داشتنی خود را به دست آورد در حالی که برای بهترین دوست صمیمی خود به عنوان دوست پسر ظاهر میشود.
این مستند تجربهای صمیمی از چیزی است که منتقد فیلم، جی. هوبرمن آن را مستند موقعیت مینامد، ترکیبی از روایتهای ساختاری حداقلی با لحظات مستند و روایتهای متعارف و داستانی طولانی به نفع حال و هوا، سرگرمیهای غنایی، و رمز و راز پیش پاافتاده...
"این مستند به زندگی پنج رقصندهی خصوصی در لس آنجلس میپردازد که با وجود روبرو شدن با مشکلات اجتماعی، به دنبال تحقق رویاهای خود و توانمندسازی زنان هستند."
"چیپ گاتچل"، یک مهندس IT متاهل و بی حوصله، پس از اینکه درگیر اعتیاد می شود و زندگی اش از هم می پاشد تصمیم به ترک و بازگشت به زندگی گذشته اش می گیرد اما حالا با اتهامی مواجه شده که هیچ راه دفاعی ندارد، زیرا او مسئول یک کودک گمشده می شود ...
وزیری در پس مبدل عادلانه خود بدخواه و شوم است: او با صاحب یک قمارخانه شریک می شود - و بعداً از او اخاذی می کند و به یک دختر صادق خیانت می کند - او و خودش را به تباهی می کشاند...
سد زنی در نزدیکی دریاچهای پیدا میشود. به نظر میرسد قاتل از یک افسانه محلی باستانی درباره مجازات گناهکارانی که خشم خدا را برانگیختهاند، تقلید کرده است. تحقیقات پیچیدهای برای کاپیتان روماگنات و افسر لوفاور آغاز میشود.
رابطه عاشقانه تابستانی بین یک نوازنده جدی و دختری آزاد و رها که در سیرک بزرگ شده، در مسیر تلاش آنها برای موفقیت در عرصه موسیقی، با چالشهایی روبرو میشود.
داستان زنی به نام آمنه که با دخترش، ماریا 15 ساله، زندگی می کند. وقتی آمنه متوجه می شود که ماریا باردار است و می خواهد کودک را سقط کند، در کشوری که سقط جنین از نظر قانونی و اخلاقی محکوم است، با وضعیت بغرنجی روبرو می شوند ...
این مستند به محض تکمیل شدن، مورد محکومیت و تلاش برای سانسور نهادی قرار گرفت. این فیلم نشان می دهد که چگونه یک مرد در جامعه تمامیت خواه بلغارستان کمونیستی با استفاده از مرد دیگری برای خود حرفه ای می سازد. عمو تونی در همکاری با دی.دی که از نظر سیاسی صاحب امتیاز بود، فیلم های محوری را در دهه هفتاد تولید کرد که تاریخ را تغییر داد، اما نام او ناشناخته ماند.
مادربزرگ خانواده در منطقه ممنوعه چرنوبیل، با پورههای آب همبستگی میکند، رژیم غذایی پر از قارچهای توهمزا میخورد و ادعا میکند که شخصاً ۱۲ سرباز اساس را در طول جنگ جهانی دوم با چاقو کشته است...
دواین بالفور، نوجوانی است که آرمانهای بزرگی دارد. او میخواهد شهردار شهرش باشد، اما از خانوادهای شکستخورده میآید. رقابت ساده او با یکی از همکلاسیهایش، باعث میشود که او تصمیم بگیرد برای شهرداری نامزد شود. این تصمیم باعث میشود که او با چالشهای زیادی روبرو شود...