تیمون عاشق این است که به دوستانش مهمانی و اشیاء بدهد، اما وقتی نمیتواند پول طلبکارانش را بدهد، «دوستانش» از کمک به او خودداری میکنند و او تبدیل به یک گوشهنشین انسانگریز میشود.
یک مهندس نرم افزار برای خدمت به کشور و سرمایه گذاری در رفاه کشور به هند می آید. چند نفر از مقامات و سیاستمداران فاسد سعی می کنند جلوی او را بگیرند در حالی که او تلاش می کند برای فقرا خیری کند...
یک خبرنگار روزنامه و عکاس جدیدش که اخیراً برای شهردار نیویورک شروع به کار کرده اند، به شواهدی مبنی بر توطئه و فساد سیاسی برخورد می کنند که ممکن است شهردار محبوبشان را درگیر کند...
فروشندگان مواد مخدر برزیلی در منطقه «لوئر ایست ساید» منهتن، با یک باند رقیب از فروشندگان مواد مخدر لاتینتبار وارد جنگ میشوند. سربازان آنها نوجوانان لاتینتبار زیر ۱۷ سال هستند، زیرا همانطور که ریتا لا پونتا میگوید: «آنها میتوانند بکشند و به زندان نروند.» این جنگ به جایی میرسد که تامینکننده هروئین آلمانی، دوستدختر جذاب انگلیسیاش، یک پلیس سابق پورتوریکویی و رئیس پلیس ژاپنی نیز درگیر آن میشوند.
هنگامی که یک سرباز در خاورمیانه در حین انجام وظیفه مجروح می شود، به سیاره بارسوم از راه دور منتقل می شود، جایی که با بیگانگان متخاصم روبرو می شود و برای بقای خود می جنگد.
یک خلافکار سابق که قصد داشت از خلافکاری دست بکشد و زندگی سالمی را در پیش بگیرد، توسط یک نزولخور حیلهگر مجبور میشود تا برای آخرین بار در یک سرقت بزرگ شرکت کند و همین موضوع تمام برنامههای او را به هم میریزد.
هاکل، کاپیتان پلیس، در چکسلواکی دهه 50، مامور بررسی سرقت جواهرات میشود. ردپایی از یک سارق معروف به دست او میرسد، اما پرونده پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد. هاکل که از پرونده کنار گذاشته شده، به صورت مخفیانه به تحقیق ادامه میدهد و خود را در خطر بزرگی قرار میدهد.
کارگردانان تازهکار اندرو یورک و کوین مایکل شما را به سفری سینمایی تجربی در زندگی جوانان درگیر در دوران پرتنش دعوت میکنند. هنگامی که جسد یک زن باردار در انباری پیدا میشود، همه شواهد به خودکشی اشاره دارد. اما یک روزنامهنگار مستقل اطلاعاتی دریافت میکند که شاهدی با داستانی متفاوت آماده صحبت است...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 18 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
یک فرشته که از زیر نظر گرفتن فعالیت انسان ها خسته شده، آرزو دارد به انسان تبدیل شود تا بتواند لذت های روزمره زندگی انسان ها و همینطور طعم فانی بودن را بچشد...
شویچی یک مرد جوان خشن است که به تازگی از زندان آزاد شده و آرزو دارد درامر باشد. او با اجرای کنسرتها در یک باشگاه گینزا، راه خود را ادامه میدهد، و در نهایت در مسابقه نوازندگی درام برنده جوایز متعددی میشود...