رکس رمانسکی و Suave یکدیگر را دوست دارند و به همین دلیل راهبه سیاه ، ریتا ماری ، را ترک می کنند. اما داستان به همین راحتی هم نیست ، زیرا تنها کسی است که می تواند خشم کشنده ریتا را کنترل کند …
"مگان" دختر هفده ساله یک تاجر ثروتمند عاشق "ریچ" پسری که در پیست اسکی پدرش کار می کند می شود.مادر "مگان" به تازگی در یک تصادف رانندگی کشته شده است و او پدرش را مقصر می داند...
دو جوان کند ذهن و احمق بعد از شبی خوش گذرانی در پارتی، صبح از خواب بیدار می شوند و یادشان نمی آید که ماشین شان را کجا پارک کرده اند، و از اینجا ماجراهای متعددی برایشان پیش می آید …
«بنجامین بری» یک متخصص تبلیغاتی و همینطور مورد علاقه خانم هاست، که برای برنده شدن در یک رقابت شرط می بنند که می تواند کاری کند یک زن در طول ۱۰ روز عاشق او شود...
شیکارسیباری نام یک مهندس رایانه و متخصص بازیهای رایانهای است. پسر وی پرتیک هم به این بازیها بسیار علاقمند است. پرتیک معتقد است که شخصیتهای شرور بازیهای رایانهای، نسبت به قهرمانان این بازیها موجودات جذابتری هستند،اما پدرش معتقد است که این درست نیست و در نهایت هم همیشه خیر و نیکی بر پلیدی پیروز میشود. او برای اینکه این موضوع را به پسرش ثابت کند یک موجود رایانهای شریر به نام راوان را ابداع میکند که در این بازی در برابر قهرمان میجنگد …
داستان فیلم در مورد دختری است که از چاپ اولین کتاب خود خوشحال است و برای ازدواج با نامزد خود “زیاد ” که پسری درس خوان ، معقول و با ثبات است برنامه ریزی می کند …
گروهی از گانگستر ها که مقرشان در جنوب شهر است به مهمانی که درشمال شهر است دعوت میشوند.در آن مهمانی که نه تنها آن ها بلکه کل گانگسترهای شهر درآن دعوت شده اند میزبان به قتل میرسد و در این بین تقصیر گردن این گروه می افتد. حالا این گروه که مقرشان در جنوب شهر است مجبور اند به انجا بروند در حالی که تمام گانگستر های شهر و پلیس دنبال آنان اند …
در اعماق جنگل های آمازون، یک تیم تحقیقاتی با رهبری یک پروفسور در تلاش هستند تا از گونه های آسیب پذیر و در حال انقراض مراقبت کنند. اما زمانی که راهنماهای آنها ترکشان می کنند، متوجه می شوند که آنها طعمه حیوانات ماقبل تاریخ شده اند...
در خیابان الم، «نانسی تامپسن» و گروهی از دوستانش، در خواب هایشان توسط قاتلی با پنجه های تیز و بلند، بنام «فردی کرگر» مورد اذیت قرار میگیرند. نانسی باید سریعا چاره ای بیاندیشد، زیرا «فردی» قربانی هایش را به سرعت، یکی پس از دیگری به کام مرگ می فرستد...
محور اصلی داستان فیلم حول یک وکیل میانسال به نام مایک فلرتی می گذرد که زندگی متوسطی را در یکی از شهرهای کوچک نیوجرسی می گذراند. وی که سابقا به طور نیمه حرفه ای کُشتی گیر بوده در حال حاضر در کنار کار وکالتش به عنوان شغل ثانویه، وظیفه ی مربیگری تیم کشتی یک مدرسه را برعهده دارد...