جیم هاوکینگز جوان که به همراه مادرش مسافرخانه شان را می گرداند، با "کاپیتان بیلی بونز"، که پس از محاصره توسط دزدان دریایی می میرد آشنا می شود. او و مادرش را مهاجمان مبارزه کرده و نقشه گنج "بیلی بونز" را پیدا می کنند و...
«تیم لیپی» یک کارمند بیمه است که برای شرکت در گردهمایی مربوط به صنعت به شهر سیدار راپیدز می رود تا در آنجا بتواند از حقوق همکاران بیمه ای خود پاسداری کند. اما تیم که یک کارمند ساده و بی آلایش است در برخورد با نمایندگان سایر بیمه گذارها به مشکل می خورد...
«جری ویلباک» (برد پیت) با دو چالش سخت روبرو است. از یک سوی رئیس باند تبهکاری که وی با آن همکاری می کند از او می خواهد با سفر به مکزیک یک تپانچه عتقیه بسیار قمیتی معروف به “مکزیکی” را برایش پیدا کند، در غیر این صورت با عواقب ناخوشآیندی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر نامزدش «سامانتا» از او می خواهد دست از کارهای خلاف بردارد و از همکاری با این باند دست بکشد.
حدود ده سال است که مریضی طاعون در یک دهکده جان مردم را میگرد حالا تعدادی از ساکنین تصمیم می گیرند که از انجا بروند انها به یک روستا متروکه می رسند اما خبر ندارند که در انجا چیز بدتری از طاعون منتظر انها است و..
اوایل دهه ۲۰ میلادی اوا و خواهرش ماگدا برای شروع یک زندگی رویایی به آمریکا سفر می کنند. در جزیره الیس بعد از معاینه دکترها متوجه می شوند که ماگدا مریض است و آنها از هم دیگر جدا می شوند. اوا وارد خیابانهای منهتن می شود و ماگدا در قرنطینه باقی می ماند. در این گیرو دار مردی به نام برونو با اوا آشنا می شود. مردی جذاب اما زیرک و اوا را به فاحشگی می کشاند. بعد از مدتی اوا پسر عموی برونو را می بیند و امیدی برایش ایجاد می شود که شاید تواند از دست برونو فرار کند…
مرد جوان تنهايي (پرويز فني زاده) در اتاقش روي جلد قلمدان نقاشي مي كند. عمويش وارد اتاق او مي شود. وقتي مرد جوان مي خواهد براي عمويش شراب بياورد از پنجره اتاق زني (نوين قياسي) را زير سايه ي درخت مي بيند كه كنار پيرمردي ايستاده است. مرد جوان از آن پس هر غروب در دشت و بيابان سر در پي زن مي گذارد، بي آن كه او را بيابد، شبي زن به خانه ي مرد جوان مي رود و روي تخت او دراز مي كشد. همين كه مرد به زن نزديك مي شود مي بيند كه او مرده است. مرد جسد زن را قطعه قطعه مي كند و در چمداني مي گذارد و به كمك مردي كه درشكه ي نعش كش دارد به خارج شهر مي برد. مرد نعش كش وقتي مشغول حفر كردن زمين براي مدفون ساختن جسد است كوزه اي قديمي مي يابد. پيرمرد مرد جوان را به خانه اش مي رساند و كوزه را به او مي دهد. از آن پس مرد جوان آشفته حال مي شود. او به عبادت گاه مراكشي ها مي رود و سپس در پاريس از مزار صادق هدايت ديدن مي كند، در حالي كه معتقد شده است روح تازه اي در او حلول كرده است.
یک زوج جوان یک نجار را استخدام میکنند تا در امور نوسازی خانه به آنها کمک کند. اما نجار در کارهای زندگی انها دخالت میکند و در ایده های آنها برای نوسازی منزل خرابکاری میکند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
یک زوج میانسال ( مریل استریپ و تامی لی جونز ) بعد از گذشت 30 سال از زمان ازدواج شان، همچنان مشکلات زیادی در زندگی مشترک دارند. از این رو تصمیم می گیرند در برنامه یک دکتر مشاور ( استیو کارل ) برای بهبود رابطه شان شرکت کنند...