درسال 1985 ،جنگیر مشهور درداخل لوح احضار ،شیطان ترسناک را به دام انداخت .فکرمیکردند که نوعی بازی است و پسرش بدون اطاعت از قوانین بازی می کردواجازه میداد که شیطان ببازد .بخاطر نجات پسرش ،جنگیر اورا به جایی دور فرستاد تا وقتی که شیطان بتواند نابود شود .سی سال بعد و بعد از مرگش ،نوه اش این لوح را پیدا می کند و همان اشتباه پدرش را انجام می دهد .اکنون شیطان برگشته و رومینگ زمین به حکومت و تهدید و ارعاب کسانی که مسیول زندانند می پردازد .
داستان فیلم در مورد چهار نفر به نام های (Pandi, Murugan, Afsal , Kumar) می باشد ، آنها در فروشگاه مواد غذایی کار میکنند ، روزی پلیس به محل کار آن ها رفته و بدونه هیچ دلیلی آنها را دستگیر و به زندان میفرستد و در انجا مورد شکنجه و اعتراف برای جرم و جنایت قرار میگیرند ، آن سه نفر که هنوز از ماجرای خبری ندارند و نمیدانند که برای چه شکنجه میبینند و تمام امیدشان را از دست داده اند ، یک پلیس آشنا در محل زندگی شان به کمک آن ها می رود...
"تیم" مرد جوانی با, هوش زیر میانگین طبیعی است.او به عنوان کارگر کشاورزی مشغول به کار است و اغلب از طرف دیگران مورد سو استفاده قرار می گیرد."مری"از او می خواهد به مدت یک روز اطراف حیاطش کار کند.یک روز تبدیل به...
در حالی که جنگ بزرگ در آستانه شروع شدن است، “بیلی” و “جک” بهمراه پسر عمویشان “پدی” ثبت نام می کنند تا در اروپا خدمت کنند. بیلی یک تیرانداز ماهر است که به تیم تک تیراندازها ملحق می شود. روزنامه نگاری بنام “کیت مورداک” به تیم “بیلی” ملحق می شود تا اخبار لحظه با لحظه از خط مقدم را گزارش کند. با گزارش های درخشان “کیت”، “بیلی” و دوستانش به قهرمانانی مشهور تبدیل می گردند و…
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
کارخانه داري به نام «ماکس زورين» (واکن) قصد دارد تا با جاري ساختن آب دريا در گسل سن آندرياس و ايجاد زلزله، زمينه ي نابودي سيليکان ولي کاليفرنيا را فراهم سازد. «جيمز باند» (مور) که مأموريتش جلوگيري از اقدامات «زورين» است سرانجام او را از بالاي پل گلدن گيت به رودخانه ي سن فرانسيسکو مي اندازد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 20 جایزه دیگر.
«گومس آدامز» (جوليا) با همسرش، «مورتيشا» (هيوستن)، دو فرزندش، «ونزدي» (ريچي) و «پوگسلي» (ورکمن) و مستخدمان وفادارش، «تينگ» (که دستي بريده از مچ است) و «لورچ» (استرويکن)، زندگي نامتعارفي را در قصري عجيب و غريب مي گذرانند. «گومس» به دنبال «فستر»، برادر گم شده اش است و وکيل حقه باز خانواده (هدايا) مي کوشد مردي به نام «گوردون» (لويد) را به جاي «فستر» جا بزند و املاک «آدامزها» را تصاحب کند.
تحلیل گر سابق سیا، «جک رایان» (فورد) که همراه همسر و دخترش برای تعطیلات به لندن رفته، در جریان یک درگیری خیابانی یکی از تروریست های ارتش آزادیبخش ایرلند را به قتل می رساند و پس از بازگشت به امریکا، هدف انتقام سازمان قرار می گیرد و …