مرد جوانی که می خواهد در آخرین روز در روی کره زمین از افراد خاصی انتقام بگیرد در راهش با دختری برخورد می کند که دنبال پدرش است و دیدار این دو باعث رستگاری آن ها می شود و …
روبرت کنر مردی تنها و در پی عشق است. همچنین او تنها ابرقهرمان دنیاست. اگر روبرت بتواند امروز از رئیسش اجازه بگیرد برای مرخصی، می تواند بعد از 6 سال سر قرار برود...
يوتا، سال 1957. «کارولاين وولف» (بارکين)، زني تنگدست و مطلقه، همراه با پسرش، «توبي» (دي کاپريو) براي امرار معاش امريکا را زير پا مي گذارند. وقتي کوشش هايش به جايي نمي رسد، با «دوايت هنسن» (دنيرو)، مردي ظاهرا مهربان و زيادي رمانتيک ازدواج مي کند. اما «دوايت» مردي مستبد از کار در مي آيد که مدام با «توبي» دعوا دارد...
جوانا مادری تنهاست که میتواند هر چیزی را با سرعت و دقت زیاد خرد کند. او پس از سالها کار در یک میوه فروشی تصمیم میگرد در یک رستوران ژاپنی مشغول به کار شود...
«روی مانسون» از ستاره های ورزش بولینگ است، تا اینکه طی یک درگیری با چند ولگرد خیابانی، دستی که با آن توپ می انداخته را از دست می دهد. مدتها بعد او با مردی آشنا می شود که بتازگی به ورزش بولینگ رو آورده و تصمیم می گیرد او را آموزش دهد…
مدت کوتاهی پیش از مرگ "داوود نبی"،پیامی از طرف خدا مبنی بر اینکه او باید پسر کوچکش "سلیمان" را به عنوان جانشینش انتخاب کند به او می رسد.اما "آدونیا" پسر بزرگترش که از این انتخاب راضی نیست سوگند میخورد تاج و تخت را پس بگیرد و ...
سرباز "آلیسا" سربازان خود را وارد قلعه "کیسی" می کند تا آشیانه را تحت کنترل گرفته و بازماندگان احتمالی را نجات دهند.تیم آلفا بدون مقاومت زیادی از طرف حشرات فرود می آیند و با سربازان باقیمانده برخورد می کنند و...
در این قسمت از سری داستان های سوپر من , سوپر من برای انجام یک ماموریت به سمت خورشید حرکت می کند و سافلکس که نقشه ی نابودی سوپرمن را دارد تصمیم می گیرد با استفاده از اشعه خورشید ساختار سلولی او را از بین ببرد و برای همیشه از سر سوپرمن خلاص شود…
Adenike و Ayodele، یک زن و شوهر نیجریه ای هستن که در بروکلین زندگی می کنند و دارای یک مشکل جدی هستند، مشکل بچه دار شدن. مشکلی که مخالف انتظارات فرهنگیشون هستش و منجر میشه که Adenike دست به تصمیم گیری تکان دهنده ای بزند که می تواند باعث نجات یا نابودی خانواده اش شود…
زاتویکی در تلاش است تا ناآرامی که توسط یک گروه اوباش بر روی روستایی کوچک شکل گرفته را برطرف کند. اما از قضاء رئیس گروه کسی نیست جز یوجیمبو قهرمان. آیا این دو قهرمان با هم کنار می آیند یا نه؟
مردی معمولی بنام «راین ویلسون» وقتی که همسرش تحت تاثیر یک قاچاقچی موارد مخدر قرار میگیرد، او خود را به شکل یک قهرمان در می آورد در حالیکه مهارت های یک قهرمان را ندارد...