"کن" پس از اینکه دیگر با سازمان مبارزه با مواد مخدر مواجه می شود، تصمیم به بازگشت می گیرد تا از باقیمانده دوران بازنشستگی اش لذت ببرد. اما طولی نمی کشد که تفریحش تبدیل به جهنم می شود، آن هم توسط شخصی که دست پرورده خود او بوده و اکنون برای پلیس بین الملل کار می کند...
نخیل” بعد از ۱۰ سال از آخرین دیدارش با “میتا” مجددا او را میبیند.حالا “نخیل” یک هفته فرصت دارد تا خود را لایق ازدواج با “کاریشما” خواهر میتا نشان دهد اما…
استودیوی جین-اِی تصمیم میگیره به مناسب هفتادمین سالگرد تأسیسش یه مستند بسازه و تاچیبانای فیلمساز رو مسئول اینکار میکنه. تاچیبانا به کوهستان دورافتادهای سفر میکنه تا چیوکو فوجیوارا، الههی دورانِ کودکیش و ستاره درخشان بازیگری در استودیوی جین-اِی، از سال ۱۹۳۰ تا سال ۱۹۶۰ ، رو ملاقات کنه. اون تصمیم داره از زندگی چیوکو مستندی بسازه چرا که او در اوج هنرنمایی و شهرت، پا از پردهی سینما بیرون کشیده بود. همانطور که چیوکو لحظات زندگیش رو به یاد میاره، تاچیبانا و فیلمبردارش خودشون در زمانهای مختلف و در میان خاطرات چیوکو میبینن. رگه های خاطرات چیوکو با اتفاقات زمان حال درهم آمیخته…
یک مرد عادی با زندگی معمولی به یک کلوپ مرموز میپیوندد . در این کلوپ تمام عضویتها یک ساله است و تنها یک شرط دارد : عضویت تحت هیچ شرایطی لغو نمیشود و او وارد جهانی میشود که تا به امروز کسی جرات کشفش را نداشته ؛ آیا تمامی این عشق ورزی ها و خاکبر سری های ! دیوانه وار یک حقیقت است یا توهم ؟ سوالی که فقط با وارد شدن به دنیای این فیلم جوابش رو خواهید یافت.
در سال 1664 منچویس کنترل قسمتهای زیادی از سرزمین چین را در دست گرفت و سلسله ای بنیاد نهاد با نام سلسه چینگ.دولت تازه استقرار یافته چینگ برای یه دست گرفتن کنترل اوضاع ممنوعیت مبازات رزمی و آموزش و تمرین تکنیک های رزمی را قدغن نمود و همچنین داشتن هر نو سلاحی را و برای مبارزه با افرادی که نظم جامعه را بر هم می زدند شاهزاده دو کا دو را مامور بر قراری نظم نمود ، مردان ارتش شاهزاده دو کا دو برای بر قراری نظم به روستا گسیل شدند و مبادرت به دستگیری و کشتار مردم مخالف حکومت نمودند که در این حین دو جوان روستایی به نام های زی بنگ و یا او یانگ از محاصره ماموران گریختند و
در اواخر تابستان سال ۱۸۹۰،”وینسنت” به منطقه ای نزدیک پاریس تحت نظر دکترش نقل مکان می کند.کمتر از هفتاد روز بعد او به عفونت زخم گلوله از دنیا می رود.فیلم ۶۷ روز آخر زندگی او را مورد بررسی قرار می دهد…
چهار دوست که در راه رفتن به یک مسابقه بوکس هستند در ترافیک سنگین گرفتار می شوند.زمانی که آنها در حال رانندگی برای پیدا کردن راه فراری از ترافیک هستند،شاهد قتل وحشیانه ای می شوند.قاتل که نمی خواهد شاهدی باقی بماند تلاش می کند آنها را به قتل برساند….
زمانی که خانواده ای با مشکلاتی رو به رو می شوند ، تصمیم می گیرند به یک خانه ی جدید نقل مکان کنند. اما در خانه ی جدید رازهای تاریک و ترسناکی وجود دارد که…
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 9 جایزه و نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
جنگ جهانی دوم، چهار مرد عرب از آفریقای شمالی، در ارتش فرانسه ثبت نام می کنند تا در مقابله با آلمانی ها در آن کشور کمک کنند، و همینطور با تبعیض نژادی در فرانسه مبارزه کنند...
دختری به نام آیدا متوجه میشود پدرش با زن غریبهای رابطه دارد. یه اسم، یه قیافه، یه کلمه، یه زن که یه دفعه به شدت پرتاب می شه به درون ذهن آیدا که هفده سال دارد، بارها و بارها آیدا آن را از فکرش خارج می کند؛ اما دوباره زشت تر و بدتر برمی گردد سر جایش و مثل خوره به جان آیدا می افتد، زن غریبه ای که به ناخن هایش لاک قرمز می زند و موهایش را طلایی می کند و آیدا را راحت نمی گذارد…
جورجیا برای تعقیب یک مرد به یونان رفته است. چند سال بعد او در یک جزیره خارجی تنها و آواره می شود. سرانجام اشتیاق او به تاریخ منجربه این می شود تا او به شغل راهنمای تور برسد. اما او خسته شده است و احساس می کند کفی ( نوعی طلسم فریبده یونانی ) خود را از دست داده ست. او معمولا باید با افراد مسن و ناجور سروکله بزند و همین حوصله اش را سر می برد ، تا اینکه اینبار راننده اتوبوس این گروه توریستسی ایرو (ریچارد دریفاست) که شخص کم صحبت و متینی است ، زندگی را در نظر او عوض می کند. جورجیا می فهمید که عشق واقعی در نزدیکی او ست و …
برنده 2 جایزه BAFTA Film Award. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
لس آنجلس. در اتاق هتلي، «پينک» (گلداف) ستاره ي راک در حالت خمودگي و رخوت نشسته است. پس زمينه ي اين دل مردگي به زندگي گذشته اش برمي گردد: او پدري داشته که در جنگ جهاني دوم کشته شده و مادري که «پينک» را زير سلطه ي کامل خود بزرگ کرده است...