4 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
ترى مكى و نيكى فرانت در سفرى دريايى با هم آشنا میشوند و هنگام جدايى قرارى براى ديدار در يك سال بعد می گذارند . اما زن در اثر تصادفى فلج میشود و به قرار نمیرسد و مرد رابطه را تمام شده تلقى میكند
وقتی دو زندانی دردسرساز نمی توانند به هم کنار بیایند،به هم زنجیر شده و تحت مراقبت قرار می گیرند.آن دو به سختی راه خود را از میان حیات وحش باز می کنند و نبردی خونین بین گنگسترها و گروهی انقلابی آغاز می کنند...
فیلم از ادامه سری قبل یعنی از جایی شروع می شود که «تین» رییس خود را کشت و توسط قبیله دشمن دستگیر شد. حالا او را دست گیر کرده و به مقر فرمانده می برند و در آنجا نیز بعد از شکنجه و مبارزه بسیار سخت او را درحالت مرگ رها می کنند اما با کمک و مداوای دختری قوای خود را بدست آورده و برای انتقام آماده می شود...
بعد از بیمار شدن مادر بزرگش حافیظه ، جواهیر که در تلاش برای جور کردن پول لازم برای مداوای مادربزرگشه ، نقشه یک گنج به دستش میرسه . کویو بیلال ، بلای جان جواهیر بوی نقشه به مشامش میرسه و با دزدیدن نصفه نقشه ، به جایی که نقشه به اون اشاره داره یعنی آیوالیک ، روانه میشه . جواهیر هم به همراه اولوی راه آیوالیک رو در پیش میگیره . در این سفر ماجراجویانه و هیجان انگیز برای پیدا کردن گنج ، وقایع و بلاهای پیش بینی نشده ای بر سرشون میاد …
“جری میچل” دانش آموزی دبیرستانی مسئولیت پیدا می کند تا در مورد دانش آموز جدید،”بادی رول” که شایعه شده یک بیمار روانی است مقاله ای تهیه کند.وقتی “جری” بطور اتفاقی با “بادی” برخورد می کند،آنها قرار می گذارند ساعت سه در پارکینگ با هم مبارزه کنند …
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
"ادل آگوست" خانواده و همسر دوم خود را ترک کرده و به همراه دخترش عازم بورلی هیلز می شود.او از این نقل مکان راضی نیست و می خواهد به دانشگاهی در شرق کشور برود.اما مادرش برای او برنامه های دیگری دارد و می خواهد دخترش یک ستاره سینما شود…
کمیسر ژیلبر یعد از دستگیری اشتباهی یک خدمتکار هتل به جای تروریست، باید جبرییل سیسه بازیکن مشهور فوتبال را به استادیوم شهر مارسی برساند. اما تصادف اتومبیل وی و دیگر ماموران باعث می شود تا باز امیلین دست به دامان دوست قدیمی اش دانیل-راننده بی باک تاکسی- شود...
در سال 1943، یک مسلسل چی در حال مرگ حلقه ای به یکی از محلی ها می دهد تا به دوست دخترش در آمریکا بازگرداند. پنجاه سال بعد مردی حلقه را یافته و تصمیم می گیرد صاحب آن را پیدا کند...