برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
هالی مارتینز یک رمان نویس داستان های تخیلی است که صاحب منصبی در جنگ وین که توسط متحدان پیروز، به چند بخش تقسیم شده است می شود؛ جایی که کمبود مواد غذایی سبب رونق بازار سیاه شده است. او به دعوت دوست سابق مدرسه ی خود، هری لایم، این کار را می پذیرد اما چندی بعد می فهمد که دوستش در یک حادثه ی عجیب کشته شده است. پس از صحبت با دوستان و همکاران لایم متوجه وجود تضادهایی در حرف های آنان شده و مصمم می شود که کشف کند واقعا چه اتفاقی برای لایم افتاده است...
در یک شب آخر هفته چهار مرد در گاراج خانه خود دستگاهی برای "بررسی خطا" می سازند اما آنها می دانند چیزی بزرگتر در آن وجود دارد.این ایده و مکانیزم و عوارض جانبی بین آنها و اختراع جدیدشان قرار گرفته است...
ملیسا با همسر معلولش ریچ، که هنگام کار دچار حادثه و برای همیشه ویلچرنشین شده، زندگی می کند. آن ها زندگی سختی را می گذرانند. ملیسا در سوپرمارکتی کار می کند که صاحبش مرد هوس باز و بی رحمی ست و در حالیکه می داند ملیسا حامله است اما او را برای شیفت شبِ فروشگاه در نظر می گیرد. از سویی دیگر، جاستین، معشوقه ی قبلی ملیسا هم گهگاه مزاحم او می شود و این اتفاقات، زندگی را برای ملیسا سخت و سخت تر می کند...
«روفوس ت. فایرفلاى» ( گروچو ) در مقام دیکتاتور کشور «فریدونیا» قرار میگیرد، چون این تنها شرط «خانم تیزدیل» دومونت، بیوه ى میلیاردر براى اعطاى کمک مالى به اقتصاد بحرانى کشور است. «فایر فلاى» با توهین به «ترنتینو» کلهرن سفیر دسیسه چین کشور همسایه، «سیلوانیا»، باعث آغاز جنگ بین دو کشور میشود.
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
«ميشل پوآكار» ( بلموندو )، مردى جوان، بى قيد و بند و بیكار، روزى پليسى را مى كشد. سپس در پاريس با « پاتريشا فرانچينى » ( سيبرگ )، مهاجر آمريكايى آشنا مى شود. ميشل به پاتريشا پيشنهاد مى كند كه با هم به ايتاليا فرار كنند. اما...
«آرتور» (براسور)، دوستش «فرانتس» (فري) و محبوبه ي او، «اوديل» (کارينا)، را متقاعد مي کند تا پول هاي موجود در گنجه ي خانه ي «ويکتوريا» (کولپين)، عمه ي «اوديل» را بدزدند...
7 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 19 جایزه و نامزد دریافت 32 جایزه دیگر.
«اندي» (رابينز)، بانکدار محترم و پولدار ايالت نيوانگلند، به اتهام قتل همسرش و فاسق او به حبس ابد در زندان ايالتي شوشنک محکوم مي شود و اندکي بعد با «رد» (فريمن)، زنداني سياه پوست، دوست مي شود. پس از هجده سال، «اندي» ردي از قاتل اصلي پيدا مي کند و تصمیم می گیرد برای آزادی تلاش کند...
"جیسون وورهس" قاتلی که پس از اینکه به شدن زخمی شده و به سردخانه منتقل می شود به شکل معجزه آسایی به زندگی بازگشته و برای بازگشت به خانه اش دست به قتلهای بسیاری می زند...
دو برادر، "بن" و "کلینت"، به دامدارانی که از تگزاس به مونتانا می روند می پیوندند.در راه تگزاس، آنها "نلا" را از دستان سرخپوستان آزاد کرده و او تصمیم می گیرد آنها را همراهی کند."بن" و "نلا" به هم علاقه مند می شوند اما او به میزانی که "نلا" می خواهد جاه طلب نیست و...
یک بازسازی از سریال تلویزیونی کارگاه گجت. "متیو برودریک" در نقش گجت در ابتدای فیلم از یک تصادف رنج می برد و با "برندا" که جراح رباتیک است آشنا می شود. "برندا" بدن گجت را جوری بازسازی می کند که...
داستان در مورد نویسنده ای است که به روستایی کوچک سفر می کند تا کمی استراحت کند . در این روستا از یکی از اشخاص داستانی ترسناک رو می شنود و او شروع به نوشتن داستانی بر اساس ان قصه می کند . داستان او بسیار خوب از اب در می اید اما مدتی بعد او متهم به سرقت ادبی می شود . زیرا ۱۰ سال پیش شخص دیگری داستانی کاملا مشابه با این داستان نوشته بوده است و ….
کارآگاه باتجربه "جان هریس" به لندن فرستاده می شود تا به یک نیروی ویژه محلی کمک کند برای به دام انداختن فردی که در حال کُشتن گنگسترها در سطح شهر می باشد.
فیلم زندگی خانواده ای را در یک روستای دور افتاده به تصویر می کشد. سرپرست خانواده "تاهارا کوزو" به همراه مادرش "ساچیکو"، همسرش "یاسویو"، برادر زاده اش "ایسوکه" و دختر جوانش "میچیرو" زندگی می کند. مشکلات اقتصادی تراژدی بزرگی را در خانواده رقم می زند...