چهار ریاضیدان که یکدیگر را نمی شناسند توسط مزیبانی مرموز برای حل یک معما دور هم جمع می شوند.آنها متوجه می شوند اتاقی که در آن گرفتار شده اند در حال کوچک شدن است و اگر نتوانند معما را به موقع حل کنند کشته خواهند شد...
این فیلم مستند که جایزه "آزادی بیان هیئت ملی نقد آمریکا" را کسب کرده است ، حاصل بیست و پنج سال تلاش "کیرستن جانسون" که گنجینه عظیمی از بهترین لحظه ها ، سفرها ، حقایق و ... را به وسیله دوربین خود ثبت کرده است ...
یک ستاره تنیس شکست خورده و یک زن مطلقه که در تلاش اند تا زندگیشان را از نو بسازند، تصمیم میگیرند خود را از دنیای پیرامون دور کنند و به یگانگی حقیقی پی ببرند، اما...
"کالان" با شیاطین و جرم و جنایت در شهِر لس انجلس مبارزه می کند ، او توسط گروهش از لحاظ اسلحه تامین می شودتا اینکه با بزرگترین دشمن خود "Gunnar" روبه رو می شوند و ...
فیلم داستان دو دوست صمیمی در سال آخر دانشگاه را به تصویر میکشد که در حال بالغ شدن هستند. یکی از آنها جنسیت خود را پذیرفته و سعی میکند فرصتهای از دست رفتهی دوران نوجوانیش را جبران کند و دیگری رابطهی طولانیش را با دوستپسرش قطع میکند و درمییابد زندگیش طبق برنامهاش پیش نمیرود. هر دو در حالی که راهشان از یکدیگر جدا میشود سعی میکنند دوستی خود را با یکدیگر حفظ کنند...
داستان در سال 1950 و درباره زندگی دو پسر است که به سه دختر یکی از نجیب زادگان محلی به نام "لیلوید ابوت" علاقه دارند."جسی" و "داگ" تنها در سه چیز مشترک هستند و ...
یک موجود بیگانه داستان سیاره رو به نابودی اش،دیدار او و مردمش از زمین و مرگ مردم زمین در حالیکه که فضانوردان در حال تلاش برای یافتن سیاره ای جایگزین برای زندگی بازمانده ها در آن هستند را روایت می کند...
پسری فقیر که در یک هتل کار می کند، وسواس شدیدی نسبت به استخری در تپه های پانجیم پیدا می کند.زندگی او پس از آشنایی با خانواده ای اسرارآمیز که در خانه زندگی می کنند به کلی دگرگرون می شود و...
فیلم داستان استاد بزرگ و نابغه شطرنج "لوژین" را روایت می کند که برای شرکت در بزرگترین بازی دوران حرفه ای خود به ایتالیا سفر کرده و بطور ناخواسته عشق زندگی خود را پیدا می کند...
برنده 2 جایزه اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
خواننده اى به نام « آلیس » در خانه اش به قتل مىرسد ، اما قاتل او هرگز شناخته و دستگیر نمىشود. « پولا » ( برگمن ) ، برادرزاده ى مقتول ، که اکنون وارث و ساکن خانه ى او شده ، با غریبه اى « بوایه ) ازدواج مىکند که علاقه اش بیشتر متوجه اتاقک زیر شیروانى خانه است.
"ایزابت" همسر بددهن و الکلی خود "رولف" را ترک کرده،چمدانش را بسته،و به همراه فرزندان خود به خانه برادرش "گوران" می رود.او در شهرکی زندگی می کند که سن مردم آن بین 25 تا 35 سال است.اتفاقاتی که در این شهر به وقوع می پیوندد نه تنها بر روی اعضای خانواده بلکه بر روی دیگران نیز تاثیر می گذارد...