"آنتونی" و "کنی تیلور" بازیکنان تیم بسکتبال کالج بوده و "آنتونی" ستاره تیم است.ناگهان "آنتونی" به دلیل حمله قلبی از دنیا رفته و "کنی" باید جای او را به عنوان رهبر تیم پر کند.مدتی بعد روح "آنتونی" ظاهر شده و به او در زندگی و بازی کمک می کند اما...
در تابستان سال 1935، دوقلوهایی به نامهای "نیلز" و "هالند" به همراه خانواده خود در مزرعه ای زندگی می کردند. مادربزرگ دوست داشتنیشان "آدا" چیزی به نام "بازی" را به آنها آموخت. تعدادی اتفاق به وقوع پیوسته و به نظر می رسد آنها مسئول هستند...
برنده 4 جایزه اسکار. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
دوبلین،سال 1922."جیپو نولان" از گروه های شورشی اخراج شده و بی آب و غذا تنها می ماند.او تصمیم می گیرد به دوست قدیمی خود "فرانکی" خیانت کرده و در ازای بیست پوند او را تحویل مقامات بریتانیا بدهد...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
«جیمی هافا» (نیکلسن) یکی از رهبران اتحادیه های کارگری است که در دوران بحران اقتصادی دهه ی 1930، تبدیل به یکی از چهره های جنجالی می شود. او به طور علنی با «خاندان کندی» مبارزه می کند و در دهه ی 1960 زندانی می شود. بعدتر در دوران «نیکسن» بخشیده می شود و به طرز اسرارآمیز و مشکوکی می میرد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
داستان در مورد شخص بسیار پرمشغله ای است که زیاد توجهی به خانواده اش ندارد، اما زمانی که مادرش فوت می کند، مسئول نگهداری از پدرش می شود. انها روز به روز به همدیگر نزدیک تر می شوند و...
"جانی امیلی وانگ" بعد از اینکه همسرش به دلیل مصرف بیش از اندازه هروئین اوردوز میکند ، به جرم تصرف در هروئین بازداشت شده و به شش ماه حبس محکوم میشود ، پس از گذراندن این مدت در زندان متوجه میشود که حق سرپرستی تنها پسرش را از او گرفته اند و ...
"استیون گلد" کمدینی است که به تازگی از دانشکده پزشکی اخراج شده است. "لیلا کریستیک" خانه داری است که می خواهد تبدیل به یک کمدین موفق شود اما به نظر نمی رسد استعدادی داشته باشد. "استیون" او را زیر پر و بال خود گرفته و به او آموزش می دهد و...
"دانکن" یک دانش آموز نابغه است و برعکس او، "بلید" یک دانش آموز بزهکار است. اما از آنجایی که سوابق مدرسهشان با یکدیگر قاطی شده است، همه آنها را با هم اشتباه می گیرند. حال این دو زیاد هم از قضیه بدشان نمی آید و...
"الیس" با اینکه زندگی حرفه ای و شخصی اش در وضعیت خوبی به سر نمی برد، به عنوان مشاور اردوگاه تابستانی انتخاب می شود. پس از مدتی او با دو دوست که وارد اردوگاه شده و هیچوقت آنجا را ترک نکرده اند برخورد می کند و...
"کریستوفر" مردی دانمارکی با خوشحالی با همسر خود "ماریا" در استکهلم زندگی می کند.وقتی پدرش از دنیا می رود،مادرش اصرار می کند که او کنترل تجارت خانوادگی که در آستانه ورشکستگی قرار دارد را بدست بگیرد.او در انتخاب بین زندگی خود و احساس مسئولیتش نسبت به خانواده و گذشته اش گرفتار می شود و...