یک مزرعهی خالی از سکنه و دورافتاده دنیاهای پنهانی را در خود جای داده است. اکنون این مزرعه به طور تصادفی توسط یک عکاس و همسرش کشف میشود. اما عواقب این کارشان به زودی گریبانگیرشان میشود و...
این فیلم به زندگی اویگن برتولت فریدریش برشت، نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی با گرایشهای سوسیالیستی و کمونیستی در دوران جنگ جهانی اول میپردازد.
هفتاد و یکمین دوره مراسم اهدا جایزه معتبر امی به بهترین های فیلم و سریال سال. جوایزی که معتبرترین جایزه تلویزیونی آمریکا محسوب شده و از آن به عنوان اسکار تلویزیونی یاد میشود.
هنگامی که خانوادهای بزرگ مجبور میشوند به خاطر مراسم خاکسپاری پدربزرگشان دوباره همدیگر را ملاقات کنند، این سوال مهم برای آنها پیش میآید که مادربزرگشان باید با چه کسی زندگی کند و...
یک راننده بدشانس که با جابجا کردن یک دلال مواد مخدر در شهر پول درمیآورد خودش را در شرایط مالی بدی میبیند و تصمیم میگیرد بچه دلال مواد را گروگان بگیرد و...
پاتریشیا چند سالی از خواهرش سوزانا دور بوده است. او به زودی نامهی خبر مرگ خواهرش را دریافت میکند و به همین دلیل تصمیم می گیرد به احترام او به خانه برگردد. در آنجا پاتریشیا با آنابل دیدار میکند که به پاتریشیا خبر میدهد خانه را به ارث برده است. اما در این خانه هیچ چیز درست نیست و...
داستان این فیلم کمدی و اجتماعی دربارهی یک مرد معمولی به نام پراکاشان است که در یک شهر کوچک در کشور هندوستان زندگی میکند. او آرزو دارد تا بدون تلاش یک زندگی خوب و شیک برای خودش بسازد. برای همین او برای رسیدن به این هدف تمام تلاش خود را میکند. اما…
این فیلم که با عنوان “مراقبت از پدربزرگ” هم شناخته می شود، ادامه فیلم “Daddy Day Care 2003 / مهدکودک بابا” است و بر روی یک مرد خانواده دار تمرکز دارد که خانه خود را به مهد کودکی برای شهروندان مسن تبدیل می کند. هدف او از این کار، کسب مقداری پول اضافه است تا بتواند از پس خرج و مخارج پدرشوهرش که تصمیم گرفته با آن ها زندگی کند، بر بیاید...
یک زن معمار موفق که به همراه همسر و رئیسش ویکتور مدیرعامل یک شرکت مهم در بارسلونا زندگی میکند. اما زمانی که متوجه میشود ویکتور به عشقشان پایبند نیست به کنار خانواده اش بازمیگردد تا وضعیت روحی اش را بهبود ببخشد...
در این فیلم دولف لاندگرن به هنرنمایی میپردازد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است ، یک غریبهی مرموز به نام آیدن هاکانسون به روستایی دور جایی که پانزده سال قبل همسر و فرزندش رباییده شدند ، سفر میکند و…
یک افسر پلیس مصری به اسم «ژنرال یوسف المسری» در شهر کاراموز زندگی میکند. داستان فیلم به سلطنت پادشاه فاروق قبل از سال 1952 بازمیگردد که در بخش مستعمرهی انگلیس در مصر انقلاب رخ داد. افسر پلیسی که به زندان افتاده و تنها در صورتی آزاد میشود که قبول کند تا با یک گروه مرموز مصری مبارزه کند.
در جاده ای که از میان دشتهای بیکران تبت عبور می کند، یک راننده کامیون که به طور اتفاقی با چند گوسفند تصادف کرده است، در سر راه جوانی را سوار میکند. در هنگام رانندگی و گپ زدن، راننده کامیون متوجه می شود که دوست جدید وی یک خنجر نقره ای دارد که به پایش بسته است، او می فهمد که جوان قصد دارد کسی را بکشد، که اوایل زندگی به او ستم کرده است و...
در محلهی بلاپوک پاریس، کنک دیلیلی کوچک با همراهی یک پیک موتوری جوان، دربارهی ربوده شدن اسرارآمیز چندین نفر تحقیقاتی را انجام میدهد. او در این مسیر با افراد خارقالعادهای آشنا میشود که به او سرنخهایی میدهند و…
خانه اولی بعد از یک مهمانی در شب گذشته به هم ریخته است. وی تلگرافی از همسرش که در شیکاگو در تعطیلات به سر می برد دریافت می کند که در آن نوشته است که بعد از ظهر به خانه برمی گردد. اولی از ترس زنش با استن تماس می گیرد تا بیاید و در تمیز کردن خانه به او کمک کند و…
داستان فیلم در مورد پسر جوانی است که در یک دنیای علمی تخیلی و مبهم زندگی می کند. او گول یک تبلیغات تجاری را می خورد و به کلینیک مرموزی می رود که قرار است با کاشت یک ایمپلنت در بدنش، او را به کمال برساند. این ایمپلنت باعث می شود که او از دست رویاهای تاریک و پیچیده خود خلاص شود اما یک سری عوارض جسمی را برای او به همراه می آورد. با این حال، او در اعمال ایمپلنت ها پافشاری می کند تا شاید به کمال برسد اما رفته رفته متوجه می شود که “خلوص ذهن” آنگونه که تصور می کرد، نیست...
کلارا ، یک پرستار تنها که در حومه سائوپائولو زندگی میکند به عنوان پرستار بچه فرزند متولد نشده توسط آنا که زنی مرموز و ثروتمند هست استخدام می شود. این دو زن باهم پیوند دوستی محکمی برقرار می کنند، اما یک شب سرنوشت ساز همه چیز را تغییر میدهد...
جانگ سه چول رئیس یک باند است. او در 3 سال گذشته عاشق کانگ هیون بوده است، هرچند او به طور مداوم ردش می کند و سعی می كند او را دور كند. کانگ هیون پس بارها تلاش برای پس زدنش، بالاخره به جانگ میگوید که نمیتواند با او باشد و میخواهد بانوی اول کره شود...