باباورائو ، راجو و شیام خوشبختانه زندگی می کنند. با این وجود ، پول لذت ثروت را به همراه دارد و با این کار طمع کسب درآمد بیشتر را نیز به همراه دارد. و بنابراین ، راجو با یک شخص ناخوشایند به عنوان یک سرمایه گذار ناآگاه ، یک بازی جدید را آغاز می کند.
یک فروشنده در خانه ای در بخشی شوم از حومه پاریس است. او مونا ، نوجوانی را ملاقات می کند که توسط عمه خودش روسپی شده است. فرانک دوست دارد زندگی خود را تغییر دهد و همچنین مونا را از دست عمه خود نجات دهد. قتل تنها راه حلی است که او برای رسیدن به هدفش پیدا می کند...
دونی در دوران نوجوانی پسری به نام تاد به دنیا آورد و او را تا هجدهمین سالگرد تولد تاد به عنوان یک والد تنها بزرگ کرد. اکنون دانی پس از سالها دوری ، درست قبل از عروسی تاد دوباره روی زمین می رود و دنیای داماد آینده را به هم می زند...
یک تفنگدار دریایی پس از گذراندن سه دوره در عراق به لوئیزیانا سفر می کند و به دنبال زن ناشناسی می رود که فکر می کند جذابیت خوش شانسی او در طول جنگ بوده است.
آلن موسیقی دانی است که بعد از نزاعی جدی با گروه موسیقی که راهی نیویورک بودند، آنها را ترک می کند و به تور موسیقی جدیدی می پیوندد. او سعی دارد که متمرکز بماند و هرچیزی را که باعث حواس پرتی یا مزاحمتش می شود از خود دور کند، که علاقه و اشتیاقش به دوست دختر بهترین دوستش نیز شامل این موضوع می شود...
در سال 1946 مهندس سابق نیروی دریایی "استیو مارتین" با رویای ساخت بستری امن برای حفاری نفت به لوئیزیانا می رود. او که از طرف یک شرکت بزرگ نفتی حمایت مالی می شود به همراه دوستش "جانی"مشغول کار شده اند اما...
ویویان یک فیلمساز است که معتقد است در مقوله ازدواج، امروزه باید تجدید نظرهایی بشود و نیازهای جدیدی در آن حس می شود. او با سه زوج مختلف که هر یک زندگی خاص خود را داشته اند، شروع به مصاحبه می کند تا بیان اردواج از نظر ها را بررسی کند …
جسد یک دختر مدرسه ای در چمن زاری کشف شده بود. قاتل این دختر هیچ گاه پیدا نشد. اکنون چندین سال از این ماجرا گذشته است. مردی جوان به نام استفانو به این جزیره بازگشته و با برادرش، کشیش محلی، تجدید دیدار می کند...
ساباتا، استاد تنفگدار وارد شهر هابسونویل می شود. آنجا توسط شخصی بنام مکنتاک اداره می شود که از شهروندان مالیات می گیرد تا آیندهی شهر را بسازد. اما شاید او قصد فریب دادن مردم را دارد و کار دیگری با پول ها میکند…
یک زن جوان با هم اتاقی جدیدش یک دوستی وسواسی خطرناک پیدا می کند و قصد قتل همه کسانی را دارد که احساس می کند در مورد دوست جدیدش را اشتباه فکر کرده اند...
رئیس یک شرکت نظر سنجی رو به افول، شهری را پیدا می کند که بازتاب خوبی از نظرات افراد متوسط جامعه ی آمریکایی ارائه می دهد. او سریعا متوجه پتانسیل درآمد زایی این شهر می شود و خود را در نقش یک مامور بیمه جا می زند تا بتواند اطلاعات ارزشمندی از ساکنان شهر به دست آورد. یکی از گزارش گران روزنامه ی محلی این شهر به او مشکوک می شود و تهدیدش می کند که کلاهبرداری اش را فاش خواهد کرد...
یک انیمیشن کوتاه که به مناسبت کریسمس 2018 پخش خواهد شد. اما داستان از آن قرار است که فصل تعطیلات در قلمرو پادشاهی آرندل بزودی آغاز می شود. السا به آنا اشاره می کند که از زمان مرگ والدینشان، تاکنون سنت تعطیلات به خصوصی در میان مردم وجود نداشته است. آنها امیدوارند با سفری که اولاف قرار است انجام بدهد، بتواند یک سنت مناسب برای جشن بزرگ کریسمس برای این دو خواهر زیبا بیابد؛ البته قبل از اینکه روز موعود فرا برسد