همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ادریس البا را در حالی دنبال میکند که واقعیت جرایم چاقوکشی در بریتانیا را بررسی میکند، با مجرمان، خانوادهها، مددکاران جوانان و پلیس ملاقات میکند تا این جرم را درک کند و راهحلهایی برای آن پیدا کند، از جمله گفتگوهایی با کییر استارمر و شاه چارلز.
شرکت مسابقات شوالیهگری «سوارهکاران جدید عصر طلایی»، که تحت رهبری سوارکار باتجربه، دیوید شید، فعالیت میکند، در جشنواره «جنگل شروود» تگزاس، صحنههایی واقعی و مهیج از شوالیهها، نبردهای زرهپوش و مسابقات تورنمنت را به تصویر کشید.
تام گرین، با طنزی شیرین، تجربیاتش از مهاجرت از هالیوود به یک سبک زندگی سادهتر در روستا را به اشتراک میگذارد. او همچنین دیدگاههای طنزآمیزی درباره چالشهای رسانههای اجتماعی مدرن و سایر موضوعات مرتبط ارائه میدهد.
این فیلم به روایت داستانهایی اشاره میکند که در پشت صحنه اجراهای موسیقی، نمایشهای کوتاه و حضورهای کوتاه اما پررنگ هنرمندان در پنجاه سال گذشته پنهان مانده است. این داستانها به نوعی فرهنگ و اخبار را شکل دادهاند و حاوی نکات جالب و شنیدنی هستند.
رویداد «WWE Saturday Night’s Main Event 40» در سال ۲۰۲۵ با تمرکز بر رقابت رومن رینز و کودی رودز برای تصاحب عنوان قهرمانی همراه بود. همچنین، مسابقه سث رالینز و گانتر برای تعیین بهترین کشتیگیر فنی و دفاع ری ریپلی از عنوان قهرمانیاش مقابل بیانکا بلر از نکات مهم این شب بود. این رویداد با بازگشتهای غافلگیرکننده و خیانتهایی که آغازگر فصل جدیدی در داستانهای WWE بودند، به پایان رسید.
این کنسرت تجربهای نوآورانه است که در آن موسیقی بیورک با تکنولوژیهای روز مانند واقعیت مجازی و تئاتر دیجیتال ترکیب میشود و در پایان، گرتا تونبرگ، فعال محیط زیست، پیامی در همین خصوص ارائه میدهد.
گروه نافرمان IIIB و معلم خاصشان، یان سینکیویچ، دوباره دور هم جمع شدهاند. زندگی آنها پر از ماجراهای عاشقانه، مشکلات و اتفاقات مدرسهای است. با پیوستن کورک، نابغه ریاضی، به این گروه، اعضای آن سعی میکنند...
پلیسی به نام هیون جون، پس از اصابت صاعقه، صاحب قدرت خارقالعادهای میشود و متوجه میشود افراد دیگری نیز این تجربه را داشتهاند. او درگیر ماجراهای غیرمنتظره میشود و تلاش میکند تا هم به عنوان پدری با مشکلات خانوادگی و هم به عنوان پلیسی با قدرتهای ویژه در دستگیری یک جنایتکار موفق شود.
دونگنان، کارمند ۵۸ ساله یک رستوران، به دلیل کمکاری و غرور، پس از سالها کار، به سمت نگهبانی تنزل رتبه یافته است. او در خانه نیز با همسرش درگیر است و مورد بیتوجهی خانوادهاش قرار دارد.
تصاویر جدید و دیده نشده، پیامهای صوتی اختصاصی، و شرح وقایع از زبان نزدیکان جف باکلی، پرترهای گیرا از این موسیقیدان مستعد ارائه میدهد؛ هنرمندی که در سال ۱۹۹۷، تنها با انتشار یک آلبوم، به شکلی غمانگیز از دنیا رفت.
کشاورزی درستکار در برابر نهادهای نظارتی که مزرعهی غیرمتعارف او را به مخاطره انداختهاند، پایداری میکند. او با بهرهگیری از شیوههای برگرفته از طبیعت، در راستای احیای زمین و پرورش پایدار دامها کوشش میکند و رسالت معنوی خویش را به عنوان حافظ مخلوقات، سرلوحه کار خود قرار داده است.
انسانها در نبردی ذهنی با بدیهای درونشان، در میان انبوهی از خاطرات، با مفاهیم اساسی عدالت، اخلاق و انسانیت درگیر میشوند و داستان با اتفاقات غیرمنتظرهای پیش میرود.
لئو گایر، آهنگساز بریتانیایی، دویست قطعهی موسیقی فراموششده را در آرشیوهای آشویتس پیدا کرد و اکنون به همراه ارکستر خود، این آثار را دوباره به اجرا درمیآورد.
یو اف سی 311: ماخاچف در مقابل مویکانو" یک رویداد هنرهای رزمی ترکیبی که توسط سازمان مبارزات نهایی (یو اف سی) برگزار شد. این رویداد در تاریخ 18 ژانویه 2025 در استادیوم اینتویت دوم در اینگلوود، کالیفرنیا، ایالات متحده برگزار شد. مبارزه اصلی این رویداد، یک مسابقه قهرمانی وزن سبک بین اسلام ماخاچف، قهرمان فعلی، و رناتو مویکانو بود.
کونون، مرد جوانی که نمیتواند ببیند، هدفش ایجاد چشمهای جدید با جادوی آب است. کونون تنها پس از پنج ماه یادگیری جادوگری، از مربی خود پیشی گرفت و استعداد خود را در تلاش برای انجام شاهکاری که قبلاً هرگز انجام نشده بود، پرورش داد. فانتزی درباره یک مرد جوان، یک نابغه نابینا، که از طریق کنجکاوی در جستجوی جادو، جهان را میگشاید، در شرف آغاز است.
شخصیت اصلی، نوآ، که از طریق تناسخ به مقام سیزدهمین شاهزاده امپراتور دست مییابد، با سقف سطح بینهایت متولد میشود. او همچنین دارای مهارت تقلب است که به او اجازه میدهد تواناییهای دیگران را به تواناییهای خود اضافه کند و این باعث میشود که او به طور فزایندهای غیرقابل توقف شود.
پس از یک حادثهی تروما که به پایان دوران تدریسش منجر میشود، ری هیتوما مطمئن است که از انسانها نفرت دارد. با این حال، زمانی که یک آگهی استخدام برای "معلمی که واقعاً به دانشآموزانش اهمیت میدهد" میبیند، ناخواسته مجبور به درخواست میشود. بهمحض اینکه متوجه میشود که استخدام شده، درمییابد که دانشآموزانش نیمهانسانها هستند. آنچه در ابتدا بهعنوان یک شغل آغاز میشود، به سفری برای بهبودی تبدیل میشود؛ سفری برای معلمی که ایمانش به انسانیت را از دست داده و دانشآموزانی که آرزوی آن را دارند. این سفر نهتنها ارتباط جدید و عمیقتری را میان آنها شکل میدهد، بلکه به هریک فرصتی میدهد تا دوباره به زندگی و امید دست یابند. در این مسیر، ری و دانشآموزانش یاد میگیرند که چگونه با یکدیگر بهعنوان خانوادهای حمایتگر و مهربان ارتباط برقرار کنند.
سیچیرو کوندو در یک مراسم احضار گرفتار میشود و به دنیایی موازی به نام پادشاهی رومانی منتقل میشود. او که شب و روز کار کرده، شغلی پیدا میکند و به اداره حسابداری سلطنتی میپیوندد. سیچیرو پس از اینکه به سختی از عوارض جانبی مرگبار یک داروی نیروزا با کمک جادو جان سالم به در میبرد، خود را به آرش، کاپیتان فرقه سلطنتی سوم، معروف به شاهزاده یخی، میسپارد.
در نبردی که بین ارتش امپراتوری و هلهورد ادامه دارد، شاهزاده خانم ارتش به همراه شمشیر مقدسش اسیر شده است. از آنجایی که شکنجه منظم طبق معاهده اسیران جنگی بین دو طرف ممنوع است، بازرس بزرگ، شکنجه شکنجه، از تکنیکهای غیرمعمول «شکنجه» استفاده میکند که معمولاً به شکل غذاها و تنقلات وسوسهانگیز از فرهنگ ژاپنی است. شاهزاده خانم تسلیم می شود، اما اطلاعاتی را ارائه می دهد که معمولاً ماهیت بی اهمیتی دارد، و چند باری که او اطلاعات مفیدی می دهد، پروردگار جهنم از آن سوء استفاده نمی کند.
گنگو ماتسونگا، که روزی به عنوان فینیکس شناخته میشد، بزرگترین سامورایی آتشکُش در تمام ادو بود. پس از کنار گذاشتن آتشکشی، گنگو با پیشنهادی از سوی قلمرو شینجو مواجه میشود. با تشویق همسرش، میوکی، او تصمیم میگیرد تا یک گروه آتشنشانی سقوط کرده را دوباره بنا کند. گنگو یک گروه عجیب و غریب به نام «آتشکشهای پارهپاره» را گرد هم میآورد تا به بررسی آتشهای مرموزی بپردازند که توسط آتشافروز کیتسونهبی به وجود آمده است.
میزوکی آشیا در یک ماموریت است: خود را به شکل یک پسر درآورده و در یک مدرسه شبانهروزی مردانه ثبت نام میکند تا با الگوی خود، ستاره پرش ارتفاع، ایزومی سانو، ملاقات کند. اما پس از نفوذ موفقیتآمیز به مدرسه، او متوجه میشود که او ناگهان ورزش را کنار گذاشته است! حالا میزوکی باید از سوءظنها دوری کند، از پوشش خود محافظت کند و به نحوی به پسری که این همه راه را برای او آمده است، برسد - در حالی که از هرج و مرج یک خوابگاه پسرانه جان سالم به در میبرد!
در جامعهای که شکنجه قانونی است - و تجارت بزرگی محسوب میشود - اسپیریتوس با مهارت، سبک و کار تیمی شگفتآور و شاد، بر این صنعت تسلط دارد. سرو، شیو، میکه و هیو، که پاره وقت هستند، با «جلسات مشتریان»، شیطنتهای اداری و حتی گاهی اوقات آدمکشهای درون سازمانی مقابله میکنند... همه با لبخند! زندگی در اسپیریتوس ثابت میکند که حتی در دنیایی از درد، کار هنوز هم میتواند به طرز شگفتآوری سرگرمکننده باشد!
داستان بر روی همکاری غیرمنتظرهی کارآگاه خونآشام، آرن نونتوت و لین راینوایس، دختر یک خانوادهی اشرافی که عاشق خونآشامهاست، متمرکز است. آنها بهطور مشترک به حل جنایاتی خونی میپردازند.
در محلههای فقیرنشین متولد و بزرگ شده، ماجراجوی ۲۹ ساله، هاجیمه شینونه، اکنون زندگی آرامی را در روستای کومای میگذراند. اما روزهای صلحآمیز او دستخوش تغییر میشود زمانی که متوجه میشود لیروی، دختربچهای رها شده، مورد حمله یک اسلایم قرار گرفته است. او که تحت تأثیر ناامیدی لیروی قرار میگیرد و به یاد گذشتهاش میافتد، او را به روستا میبرد. هاجیمه و لیروی فصل جدیدی را آغاز میکنند که مملو از چالشهای غیرمنتظره و روزهای دلنشین است!
در زمانی که مردم میمیرند، گاهی اوقات حسابهای اجتماعیشان به "حسابهای روحی" تبدیل میشوند و مالکانشان را بهعنوان شبحهای دیجیتالی تجلی میدهند. در حالی که سوژی انیشیرو در تلاش برای پرداخت هزینههای پزشکی خواهرش است، توانایی سایبرکینیز را بیدار میکند و به آکادمی میدن کشیده میشود؛ یک مدرسهی مخفی که در آن مدیومهای روحی آموزش میبینند تا با شبحهای دیجیتالی مبارزه کنند. حالا سوژی باید قدرتهایش را تسلط پیدا کند قبل از اینکه زندگی آنلاین به دنیای واقعی نشت کند!
من، تیآرا روز لاپیس کرامنتیر هستم. بعد از جشن فارغالتحصیلی فردا، باید آموزشهای عروسی را پشت سر بگذارم و با ولیعهد پادشاهی لاپیس لزوری، هارتناوتز، ازدواج کنم و ملکه شوم... به نظر میرسد این باید سرنوشت من باشد، اما... تیآرا روز به یاد میآورد که در زندگی گذشتهاش چقدر به بازی اتومه "حلقه لاپیس لزوری" علاقهمند بوده است. و اکنون متوجه میشود که به درون آن بازی متولد شده و به یک «دختر بد» تبدیل شده که به طرز زنندهای مانع از پیشرفت قهرمان داستان میشود. اگر قهرمان بتواند بر هارتناوتز تسلط پیدا کند، تنها چیزی که انتظار تیآرا روز را میکشد، یک رویداد تحقیرآمیز قضاوت است. اما در میانهی این مسائل، ولیعهد کشور همسایه، آکواستید، بهطور ناگهانی ظاهر میشود و میگوید: "تیآرا روز، آیا میتوانی به همسری من درآیی؟!" چنین پیشنهاد ناگهانیای؟! علاوه بر این، آکواستید شخصیت اصلی در دنباله بازیای است که نتوانسته بود در زندگی گذشتهاش بازی کند... آیا تیآرا روز میتواند به یک پایان خوش دست یابد؟ پرده از مسیر عاشقانه و شیرین "دختر بد" کنار میرود──!
داستان سریال درباره مردی چهل ساله به نام "جان نولان" می باشد که زندگی راحت خود رها کرده و از شهر کوچک خودش به لس آنجلس می رود تا به آرزوی دیرینه خود، یعنی پلیس شدن در اداره پلیس لس آنجلس برسد و …
الیزابت تاچر یک معلم جوان است، از خانواده ای متمول که اهل شرق آمریکاست و اینک به شهری کوچک در غرب آمریکا کوچ کرده که دارای معدن زغال سنگ میباشد. این سریال شرح ماجرای مردم این شهر کوچک و مشکلات آنان با معدن ذغال سنگ و در عین حال چگونگی ارتباط این معلم جوان با اهالی شهر میباشد. دختری که از خانواده ای متمول آمده و حالا باید خود را با شرایط این شهر کوچک وفق بدهد. این سریال با الهام از کتابی به همین نام به قلم نویسنده کانادایی Janette Oke ساخته شده است.
Our Golden Days یک درام خانوادگی و احساسی است که داستانش حول شخصیتهایی از نسلهای مختلف میچرخد؛ از جوانانی که درگیر عشق، شغل و هویت شخصی هستند، تا والدینی که با خاطرات و چالشهای گذشته دستوپنجه نرم میکنند. محور اصلی سریال، کشف معنای واقعی خانواده است—جایی که افراد با درک دردها و تجربیات یکدیگر، به هم نزدیکتر میشوند. فضای سریال گرم، انسانی و پر از لحظات تأثیرگذار است، و با بازیهای قوی از بازیگران محبوبی مثل Jung Il-woo و Jung In-sun، مخاطب را به سفری احساسی و تأملبرانگیز میبرد.
این سریال که در مدت ۱۰ سال فیلمبرداری شده یک سریال واقعی هیجان انگیز راجع Steven Avery هست. کسی که به جرم تجاوز و قتل به زندان میرود ولی بعد ۱۸ سال معلوم میشود بی گناه بوده….