همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
آملیا، دختر بچهای بلژیکی که در ژاپن زندگی میکند، زندگی را در کنار همنشینش، نیشیو-سان، میکاود. سومین سالروز تولد او، نقطهی عطفی است که آغازگر رویدادهای سرنوشتسازی میشود و درک او از دنیا را دگرگون میسازد.
یک سفر دریایی مجلل، زمانی به فاجعهای تمامعیار تبدیل میشود که آتشسوزی در موتور کشتی، برق کل شناور را قطع میکند. در پی این حادثه، چهار هزار مسافر با اختلال در عملکرد سیستمها، نشت فاضلاب و کمبود شدید مواد غذایی روبرو میشوند. این وضعیت اسفناک، به سرعت منجر به نارضایتی و ناآرامی گسترده در میان مسافران شده و پوشش خبری رسانهها این رویداد را به «سفر دریایی مدفوع» ملقب میکنند.
در آیندهای پادآرمانشهری، مقامات عدهای را مجبور به شرکت در بازیای در محیط واقعیت مجازی میکنند. این شرکتکنندگان در این بازی با دایناسورها به نبرد میپردازند و تا سرحد مرگ با یکدیگر رقابت میکنند.
گیادا دی لورنتیس و اریک گارسیا، طراح معروف، با همکاری یکدیگر آشپزخانههایی زیبا و کاربردی برای خانوادههای نیازمند طراحی میکنند که زندگی آنها را متحول میسازد.
این مستند، ضمن کاوش در مسیر شغلی پیشگامانهی باربارا والترز، نقش تأثیرگذار او را در روزنامهنگاری تلویزیونی بررسی میکند. همچنین، این فیلم به موضوعاتی چون تبعیض جنسیتی، جاهطلبی و چالشهای پیش روی زنان برای دستیابی به موفقیت میپردازد.
این مستند تکاندهنده، قتل حلنشده ونوس اکستراواگانزا، ستاره فیلم «پاریس در حال سوختن است» را دنبال میکند. در این فیلم، هر دو خانواده ونوس، یعنی خانواده بیولوژیکی و خانواده بالروم، به هم میپیوندند تا به دنبال حقیقت و بزرگداشت میراث او باشند.
به دنیای هولناک «قصههای بلک منور» قدم بگذارید؛ فیلمی که از قرن چهاردهم میلادی شروع میشود و تا پایان جهان، پیوند ناگسستنی یک خانواده را با مرگ روایت میکند.
این مستند نشان میدهد که آتشسوزی برج گرنفل در سال ۲۰۱۷ با تصمیمات مقامات و شرکتها قابل پیشگیری بوده است. بازماندگان، خانوادهها و آتشنشانان نیز جزئیات این فاجعه را که منجر به مرگ ۷۲ نفر شد، روایت میکنند.
داستان درباره سه گروه از افراد است: باورمندان به انسان، بیباوران و سوءاستفادهکنندگان. یو-جونگ، مربی خوشقلبی که به ذات خوب انسانها اعتقاد دارد، با سون-هی آشنا میشود، تاجری که به او علاقه نشان میدهد. یو-جونگ برای محافظت از خانوادهاش از سون-هی دوری میکند، اما حادثهای ناگهانی در همان شب، سون-هی را کاملاً تغییر میدهد و...
کامل که در آستانه تعطیلات، مجبور به تغییر برنامه و سفر به زادگاه خود همراه با مادرش میشود، سفری طولانی را با خانواده در رنو ۲۱ به مقصد مراکش آغاز میکند. این سفر، خاطرات و کینههای قدیمی را زنده کرده و در عین حال، استحکام و زیبایی پیوندهای خانوادگی آنها را نمایان میسازد.
پسری شانزده ساله برخلاف انتظار خانوادهٔ طبقهٔ مرفه خود، حرفهٔ بنایی را با گذراندن دورهٔ کارآموزی آغاز میکند. در محل کار، با همکار اوکراینیِ ملاقات میکند که جهانبینی و زندگی او را متحول میسازد.
"وایاماکس کراش" با بازی دایسا گارسیا، روایتی از مسیر پرشور ایجی راوال، ستارهای از "وایاماکس"، است که جسورانهترین صحنههای او را به نمایش میگذارد.
راب فورد در سال ۲۰۱۰ با پیروزی غیرمنتظره در انتخابات شهرداری تورنتو، منتقدان را غافلگیر کرد. اما دوران مسئولیت او با رسواییهای فزاینده و اتهامات مواد مخدر به آشوب کشیده شد و مورد توجه گسترده رسانههای جهانی قرار گرفت.
دانشآموز دبیرستانی به نام آساها مامییا ناگهان دچار سندروم از دست دادن چهرهی دوران بلوغ میشود و آن را از همه پنهان میکند. تنها کسی که متوجه این مسئلهی غیرعادی میشود، همکلاسیاش هیجیری آساهینا است که با وجود ظاهر جلب توجهکننده و رفتار خشن، فردی با احساس و همدل است.
کونون، مرد جوانی که نمیتواند ببیند، هدفش ایجاد چشمهای جدید با جادوی آب است. کونون تنها پس از پنج ماه یادگیری جادوگری، از مربی خود پیشی گرفت و استعداد خود را در تلاش برای انجام شاهکاری که قبلاً هرگز انجام نشده بود، پرورش داد. فانتزی درباره یک مرد جوان، یک نابغه نابینا، که از طریق کنجکاوی در جستجوی جادو، جهان را میگشاید، در شرف آغاز است.
شخصیت اصلی، نوآ، که از طریق تناسخ به مقام سیزدهمین شاهزاده امپراتور دست مییابد، با سقف سطح بینهایت متولد میشود. او همچنین دارای مهارت تقلب است که به او اجازه میدهد تواناییهای دیگران را به تواناییهای خود اضافه کند و این باعث میشود که او به طور فزایندهای غیرقابل توقف شود.
پس از یک حادثهی تروما که به پایان دوران تدریسش منجر میشود، ری هیتوما مطمئن است که از انسانها نفرت دارد. با این حال، زمانی که یک آگهی استخدام برای "معلمی که واقعاً به دانشآموزانش اهمیت میدهد" میبیند، ناخواسته مجبور به درخواست میشود. بهمحض اینکه متوجه میشود که استخدام شده، درمییابد که دانشآموزانش نیمهانسانها هستند. آنچه در ابتدا بهعنوان یک شغل آغاز میشود، به سفری برای بهبودی تبدیل میشود؛ سفری برای معلمی که ایمانش به انسانیت را از دست داده و دانشآموزانی که آرزوی آن را دارند. این سفر نهتنها ارتباط جدید و عمیقتری را میان آنها شکل میدهد، بلکه به هریک فرصتی میدهد تا دوباره به زندگی و امید دست یابند. در این مسیر، ری و دانشآموزانش یاد میگیرند که چگونه با یکدیگر بهعنوان خانوادهای حمایتگر و مهربان ارتباط برقرار کنند.
سیچیرو کوندو در یک مراسم احضار گرفتار میشود و به دنیایی موازی به نام پادشاهی رومانی منتقل میشود. او که شب و روز کار کرده، شغلی پیدا میکند و به اداره حسابداری سلطنتی میپیوندد. سیچیرو پس از اینکه به سختی از عوارض جانبی مرگبار یک داروی نیروزا با کمک جادو جان سالم به در میبرد، خود را به آرش، کاپیتان فرقه سلطنتی سوم، معروف به شاهزاده یخی، میسپارد.
در نبردی که بین ارتش امپراتوری و هلهورد ادامه دارد، شاهزاده خانم ارتش به همراه شمشیر مقدسش اسیر شده است. از آنجایی که شکنجه منظم طبق معاهده اسیران جنگی بین دو طرف ممنوع است، بازرس بزرگ، شکنجه شکنجه، از تکنیکهای غیرمعمول «شکنجه» استفاده میکند که معمولاً به شکل غذاها و تنقلات وسوسهانگیز از فرهنگ ژاپنی است. شاهزاده خانم تسلیم می شود، اما اطلاعاتی را ارائه می دهد که معمولاً ماهیت بی اهمیتی دارد، و چند باری که او اطلاعات مفیدی می دهد، پروردگار جهنم از آن سوء استفاده نمی کند.
گنگو ماتسونگا، که روزی به عنوان فینیکس شناخته میشد، بزرگترین سامورایی آتشکُش در تمام ادو بود. پس از کنار گذاشتن آتشکشی، گنگو با پیشنهادی از سوی قلمرو شینجو مواجه میشود. با تشویق همسرش، میوکی، او تصمیم میگیرد تا یک گروه آتشنشانی سقوط کرده را دوباره بنا کند. گنگو یک گروه عجیب و غریب به نام «آتشکشهای پارهپاره» را گرد هم میآورد تا به بررسی آتشهای مرموزی بپردازند که توسط آتشافروز کیتسونهبی به وجود آمده است.
میزوکی آشیا در یک ماموریت است: خود را به شکل یک پسر درآورده و در یک مدرسه شبانهروزی مردانه ثبت نام میکند تا با الگوی خود، ستاره پرش ارتفاع، ایزومی سانو، ملاقات کند. اما پس از نفوذ موفقیتآمیز به مدرسه، او متوجه میشود که او ناگهان ورزش را کنار گذاشته است! حالا میزوکی باید از سوءظنها دوری کند، از پوشش خود محافظت کند و به نحوی به پسری که این همه راه را برای او آمده است، برسد - در حالی که از هرج و مرج یک خوابگاه پسرانه جان سالم به در میبرد!
در جامعهای که شکنجه قانونی است - و تجارت بزرگی محسوب میشود - اسپیریتوس با مهارت، سبک و کار تیمی شگفتآور و شاد، بر این صنعت تسلط دارد. سرو، شیو، میکه و هیو، که پاره وقت هستند، با «جلسات مشتریان»، شیطنتهای اداری و حتی گاهی اوقات آدمکشهای درون سازمانی مقابله میکنند... همه با لبخند! زندگی در اسپیریتوس ثابت میکند که حتی در دنیایی از درد، کار هنوز هم میتواند به طرز شگفتآوری سرگرمکننده باشد!
داستان بر روی همکاری غیرمنتظرهی کارآگاه خونآشام، آرن نونتوت و لین راینوایس، دختر یک خانوادهی اشرافی که عاشق خونآشامهاست، متمرکز است. آنها بهطور مشترک به حل جنایاتی خونی میپردازند.
در محلههای فقیرنشین متولد و بزرگ شده، ماجراجوی ۲۹ ساله، هاجیمه شینونه، اکنون زندگی آرامی را در روستای کومای میگذراند. اما روزهای صلحآمیز او دستخوش تغییر میشود زمانی که متوجه میشود لیروی، دختربچهای رها شده، مورد حمله یک اسلایم قرار گرفته است. او که تحت تأثیر ناامیدی لیروی قرار میگیرد و به یاد گذشتهاش میافتد، او را به روستا میبرد. هاجیمه و لیروی فصل جدیدی را آغاز میکنند که مملو از چالشهای غیرمنتظره و روزهای دلنشین است!
در زمانی که مردم میمیرند، گاهی اوقات حسابهای اجتماعیشان به "حسابهای روحی" تبدیل میشوند و مالکانشان را بهعنوان شبحهای دیجیتالی تجلی میدهند. در حالی که سوژی انیشیرو در تلاش برای پرداخت هزینههای پزشکی خواهرش است، توانایی سایبرکینیز را بیدار میکند و به آکادمی میدن کشیده میشود؛ یک مدرسهی مخفی که در آن مدیومهای روحی آموزش میبینند تا با شبحهای دیجیتالی مبارزه کنند. حالا سوژی باید قدرتهایش را تسلط پیدا کند قبل از اینکه زندگی آنلاین به دنیای واقعی نشت کند!
من، تیآرا روز لاپیس کرامنتیر هستم. بعد از جشن فارغالتحصیلی فردا، باید آموزشهای عروسی را پشت سر بگذارم و با ولیعهد پادشاهی لاپیس لزوری، هارتناوتز، ازدواج کنم و ملکه شوم... به نظر میرسد این باید سرنوشت من باشد، اما... تیآرا روز به یاد میآورد که در زندگی گذشتهاش چقدر به بازی اتومه "حلقه لاپیس لزوری" علاقهمند بوده است. و اکنون متوجه میشود که به درون آن بازی متولد شده و به یک «دختر بد» تبدیل شده که به طرز زنندهای مانع از پیشرفت قهرمان داستان میشود. اگر قهرمان بتواند بر هارتناوتز تسلط پیدا کند، تنها چیزی که انتظار تیآرا روز را میکشد، یک رویداد تحقیرآمیز قضاوت است. اما در میانهی این مسائل، ولیعهد کشور همسایه، آکواستید، بهطور ناگهانی ظاهر میشود و میگوید: "تیآرا روز، آیا میتوانی به همسری من درآیی؟!" چنین پیشنهاد ناگهانیای؟! علاوه بر این، آکواستید شخصیت اصلی در دنباله بازیای است که نتوانسته بود در زندگی گذشتهاش بازی کند... آیا تیآرا روز میتواند به یک پایان خوش دست یابد؟ پرده از مسیر عاشقانه و شیرین "دختر بد" کنار میرود──!
داستان سریال درباره مردی چهل ساله به نام "جان نولان" می باشد که زندگی راحت خود رها کرده و از شهر کوچک خودش به لس آنجلس می رود تا به آرزوی دیرینه خود، یعنی پلیس شدن در اداره پلیس لس آنجلس برسد و …
الیزابت تاچر یک معلم جوان است، از خانواده ای متمول که اهل شرق آمریکاست و اینک به شهری کوچک در غرب آمریکا کوچ کرده که دارای معدن زغال سنگ میباشد. این سریال شرح ماجرای مردم این شهر کوچک و مشکلات آنان با معدن ذغال سنگ و در عین حال چگونگی ارتباط این معلم جوان با اهالی شهر میباشد. دختری که از خانواده ای متمول آمده و حالا باید خود را با شرایط این شهر کوچک وفق بدهد. این سریال با الهام از کتابی به همین نام به قلم نویسنده کانادایی Janette Oke ساخته شده است.
Our Golden Days یک درام خانوادگی و احساسی است که داستانش حول شخصیتهایی از نسلهای مختلف میچرخد؛ از جوانانی که درگیر عشق، شغل و هویت شخصی هستند، تا والدینی که با خاطرات و چالشهای گذشته دستوپنجه نرم میکنند. محور اصلی سریال، کشف معنای واقعی خانواده است—جایی که افراد با درک دردها و تجربیات یکدیگر، به هم نزدیکتر میشوند. فضای سریال گرم، انسانی و پر از لحظات تأثیرگذار است، و با بازیهای قوی از بازیگران محبوبی مثل Jung Il-woo و Jung In-sun، مخاطب را به سفری احساسی و تأملبرانگیز میبرد.
این سریال که در مدت ۱۰ سال فیلمبرداری شده یک سریال واقعی هیجان انگیز راجع Steven Avery هست. کسی که به جرم تجاوز و قتل به زندان میرود ولی بعد ۱۸ سال معلوم میشود بی گناه بوده….