الی وقتی میفهمد پدرش که سالها از او دور بوده فوت کرده، شوکه میشود. او مجبور میشود برای شرکت در مراسم خاکسپاری به زادگاه کوچک پدرش در تگزاس برود. در این سفر، در حالی که به دنبال شناخت بهتر پدرش است، دیدگاهش نسبت به دوستی، وفاداری و خانواده کاملاً تغییر میکند.
یک وکیل زن که در دوره ی بهبود و آزمایش صلاحیت است به منظور اینکه دوباره جایگاه خودش رو و همچنین حضانت دخترش رو بدست بیاره باید به بررسی پرونده ی زنی بپردازه که به گفته ی خودش به ناحق محکوم به قتل شده و…
در سال ۱۸۳۶ ، ژنرال “سانتا آنا” و ارتش مکزیک در تگزاس پیشروی می کنند و برای متوقف کردن او ، ژنرال “سم هوستون” باید زمان کافی داشته باشد تا بتواند ارتشش را نظم دهد. به همین منظور ، برای بدست آوردن این زمان ، او به کُلُنل “ویلیام تراویس” دستور می دهد به ماموریتی کوچک برای بستن راه ارتش مکزیک برود. اما…
وقتی یکی از ثروتمندان راه آهن بی خبر از مردم کنترل داشته های یک شهر کوچک را بدست می گیرد،گروهی مزرعه دار تصمیم می گیرند با هم متحد شده و چیزی را که متعلق به آنهاست پس بگیرند...
چهار دوست دبیرستانی که با هم در یک شهر کوچک تگزاس بزرگ شده اند، قصد دارند فردای فارغ التحصیلی به شهر بزرگ بروند. در طول یک هفته، تاریخچه و واقعیت های امروزی آنها با هم برخورد می کنند تا مشخص شود که برنامه های آنها چگونه پیش می رود...
چهار برادر از خانواده ی نیوتن در دهه ی ۱۹۲۰ میلادی به صورت فقیرانه زندگی می کردند ، بیلی که از همه بزرگتر بود روزی فهمید که در کار کشاورزی آینده ای نمی بیند و به برادرانش پیشنهاد داد تا یک بانک افتتاح کنند …...
گروهی از نوجوانان در شب امتحان در جنگلهای تگزاس تصادف میکنند و سپس وارد یک خانه مزرعه قدیمی میشوند که خانه چرفیس (رابرت جکس) و خانواده دیوانهاش است...
"پرستون" دوازده ساله به طور اتفاقی چکی به ارزش یک میلیون دلار را به دست اورده و آن را نقد می کند. او با پول ها خوش می گذراند اما گنگسترهایی که مالک پول هستند خواهان بازگشت آن هستند...
بیل عهد ی می بیند، در همین حال، برادرش دنیس، به همان اندازه مصمم است که پدرشان را که مدت هاست از دست داده، یک انقلابی که 20 سال مخفی شده است، ردیابی کند. به دلایل مختلف، هر دو نیویورک را ترک کرده و...
یک مثلث درهم. در جنوب روستایی اوایل قرن بیستم، خانم آملیا یک زن شهری عجیب و غریب است که مشروب ذرت و دارو میفروشد. او پسر خواهر ناتنیاش را میپذیرد که یک کلاهبردار کوچک به نام لیمون است. او به آنها پیشنهاد می کند که یک کافه در طبقه پایین خانه بزرگ او باز کنند...
در داکوتای شمالی دو خواهر غریبه درمییابند که مادرشان فوت کرده است و یک قرض بسیار سنگین از خود به جای گذاشته است. اکنون آنها میبایست هر طوری که شده است آن قرض را پرداخت کنند و…