: در اوایل قرن بیستم، تعدادی از متهمان هنگام جابجایی موفق به فرار شده اند و یکی از آنان "زک پروو" است که در اواخر قرن نوزدهم به زندان فرستاده شد.او به همراه شش نفر دیگر فرار می کند تا انتقامش از کلانتری که او را دستگیر کرده و مسئول مرگ همسرش است بگیرد...
"تام بوچنان" با مقدار زیادی پول به خانه بازمی گردد تا مزرعه خود را راه اندازی کند اما وقتی در شهر "اگری" توقف کوتاهی می کند،پولهایش به سرقت رفته و متهم به قتل می شود...
جف، سرپرست یک کاروان پیشگام، پسر فراریای به نام بن را همراه میکند. این موضوع و همچنین درگیری با باجناق آشپز، باعث ایجاد تنش در گروه میشود. در ادامه، فروش غیرقانونی تفنگها توسط برخی از مسافران، به حملات سرخپوستان منجر شده و سفر آنها را مختل میکند.
وولورین کید مردی را میکشد و انگار استیو هاوارد این کار را کرده است. اما پدر استیو گلوله را به عنوان گلولهای که از اسلحهی متعلق به کید آمده است، شناسایی میکند. کید و استیو هر کدام یکی از تفنگهای دستهی عاج دارند که سالها قبل زمانی که پدرانشان با هم نزاع داشتند، استفاده شده بود. استیو برای گرفتن کید، توسط مردان او دستگیر میشود...