ارن یگر و همرزمانش از سپاه 104 آموزشی به تازگی موفق شدند که عضویت کامل در گروه تجسسی را بدست بیاورند. در حالی که آنها خود را آماده رویارویی با تایتان ها می کنند...
در هکایدو در سرزمین های دوردست شمالی ژاپن, "سوگی موتو" از جنگ بین امپراطوری های روسیه و ژاپن جون سالم به در برده . در حین جنگ به او لقب سوگی موتوی فناناپذیر رو دادن . سوگی مو به امید این که زنش رو که قبلا یک بیوه بوده و در جنگ به بیماری مبتلا شده, نجات بده به دنبال پولدار شدن ـه و به جویندگان طلا پیوسته . در حین جست و جوهاش برای طلا نقشه ی یک محموله ی مخفی طلا رو که متعلق به جنایتکارها و خلافکارهاست, پیدا میکنه . سوگی مو با همکاری یک دختر دورگه ...
جادوگری که روزی دانش آموز برتر برج معروف فنگ بوده، در حال حاضر زمانش را با دنبال کردن مشتری های نا امیدش به عنوان یه وام دهنده پول میگذرونه، حداقل تا وقتی که یکی از مشتری هاش یک نقشه برای پول درآوردن به ذهنش میرسه:"کلاهبرداری ازدواج" او به طور ناخواسته به داخل اون ماجرا کشیده میشه. اورفن با هیولایی که از روز خروجش از برج فنگ هدف او بوده، رو به رو میشه. در میان انهایی که به دنبال کشتن اورفن و هیولا بودند، همه چیزش رو میده تا از هیولا محافظت کنه و با این کار روز کم ارزش ولی صلح آمیزش به پایان میرسه. او تلاش میکنه تا خواهرش"آزالای"را به شکل حقیقیش برگردونه که این کار منجر به اسرار بیشتر و کلیدی به اسرار جهان میشه.
کوکوهانا-تی، یک هتل بهمراه چشمه آب گرم می باشد که بین این دنیا و دنیای دیگری واقع شده است و بازدید کنندگان بسیاری دارد. داستان بر روی کارکنان این هتل که شکلی به حالت ارواح روباه نما دارند متمرکز است.
در شهری که به نام فوکوئوکا شناخته میشه، جرائم در زیر زمینی وجود دارند که روی سطح آن وجود صلح به نظر میرسد. در بخش هاکاتای شهر، افراد مختلفی با استعداد هایی مانند قاتل حرفه ای، کاراگاه، ردیاب و انتقام جویی وجود دارند. به علاوه، با توجه به یک افسانه شهری، شخصی به نام "قاتل قاتل های حرفه ای" این اواخر خود را نشان داده است.
«لبخند در انتهای راهرو» با داستان فوجیتو چیوکی شروع میشه، دختر جوانی که دوست داره در آینده مدل بشه و پدرش صاحب یک آژانس مدلینگ تازه تاسیس شده به نام مایل نایژه. از زمان کودکی، رویای چیوکی این بوده که ستاره ی آژانس پدرش باشه و در هفته ی مد پاریس شرکت کنه. با صورتی زیبا و محیطی غنی، اینطور بنظر میرسید که اون در مسیر درستی برای رسیدن به آرزوش باشه، ولی اون خیلی زود در مقابلش مانع غیر قابل عبوری رو پیدا میکنه وقتی که رشد قدش بعد از 158 سانت متوقف میشه؛ قدی که برای یه مدل حرفه ای خیلی کوتاهه. هرچند که برخلاف گفته ی بقیه که میگفتن امکان نداره چیوکی به باور به خودش ادامه داد، ولی وقتی که چیوکی وارد سال آخر دبیرستان شد کم کم اراده اش رو از دست داد. و این همون موقعی بود که چیوکی با سومورا ایکوتو ملاقات میکنه، یه همکلاسی کسل کننده با استعدادی شگفت آور برای طراحی لباس، که اون هم داره کم کم به این تصمیم میرسه که بخاطر شرایط نامساعدی بیخیال آرزوش بشه. اونها باهم دیگه ماجراجویی غیر ممکنی رو برای رسیدن به آرزوهاشون آغاز میکنند.
شیباتا گنزو که یه کشتی گیر حرفه ای و علاقمند به حیواناته، خیلی ناگهانی به دنیای دیگه ای احضار میشه. اونجا یه پرنسس به استقبالش میره و ازش میخواد تا اونا رو از دست هیولاهای شیطانی که توی اون دنیا هرج و مرج ایجاد کردن خلاص کنه. گنزو با این درخواست حسابی از کوره در میره و با یه اشکل گربه جانانه حساب پرنسس رو میرسه. دست آخر هم وقتی میفهمه که دیگه هیچ وقت نمیتونه به زمین برگرده، تصمیم میگیره که توی اون دنیا بمونه و یه فروشگاه "هیولای خانگی" باز کنه!!