دختر خجالتی اهل اوهایو که فیلم ها را دوست دارد اما واقعیت را دوست ندارد، فیلم های لذت بخش عجیب و غریب فدریکو فلینی را پیدا می کند و به سفری به ایتالیا برای پیدا کردن او می رود.
روز عید است و مردم که مىتوانند از حکمرانان رمى براى یک محکوم به مرگ تقاضاى عفو کنند، از میان » حضرت مسیح « ( روى مانگانو ) و » باراباس « ( کویین ) یک صدا عفو » باراباس « را طلب مىکنند. » باراباس « را به عنوان برده به معادن گوگرد مىبرند، و در آن جا به لطف یکى از پیروان » مسیح « ( گاسمن ) با تعالیم حضرت آشنا مىشود...