وقتی یک کارآگاه بازنشسته اداره پلیس نیویورک کتابی درباره ارتباطات خانوادگیاش با مافیا منتشر میکند، جنگی بین پلیسهایی که برای رئیس بزرگ جنایتکار شهر کار میکنند و افسرانی که تلاش میکنند آنها را به عدالت بکشانند، در میگیرد.
یک کارآگاه پلیس رسوا شده به دنبال جبران خطای خود با نفوذ به یک سندیکای جنایتکارانه خشن است. اما او با مشکلاتی روبرو می شود که اخلاق و وفاداری او را آزمایش می کند...
این فیلم داستان یک زندانی را روایت میکند که در یکی از زندان های مخوف روزگار خود را سپری کرده. "مایکوی لووی" هرگز تصور نمیکرد که نور خورشید را ببیند ولی زمانی که به طور رسمی آزاد میشود برای شروع دوباره زندگی به نیویورک میرود تا با عمویش در بروکلین زندگی کند ولی..