در سال 1950، یک مهندس قدیمی راهآهن به نام اورژخووسکی در یک حادثه قطار کشته میشود. تحقیقات نشان میدهد که برخی معتقدند او خرابکار بوده است، اما مهندس جوان قطار، روایتی متفاوت از این حادثه ارائه میدهد.
پاول و میدکا اهل دو دنیای متفاوت اند که به طور اتفاقی باهم آشنا می شوند. پاول پسری جوان خانواده ای مرفه است که عاشق میدکا می شود، اما عشق این دو دیری نمی پاید.