دوران رکود اقتصادی از راه رسیده و هیئت مدیره بانک "توماس دیکسون" از او می خواهند با صندوق نیویورک ادغام شده و استعفا دهد. او امتناع کرده و یک شب از بانکش مبلغ 100000 دلار سرقت می شود و...
جیمی دورانته ستاره جنگل است ، اما مردم از شیرهای جعلی او خسته شده اند. بنابراین وقتی بارون مونهاوزن با شیرهای واقعی انسان خوار به شهر می آید ، دورانته مجبور می شود که...
بعداز یک تصادف، یک مرد نیویورکی مبتلا به فراموشی با تعامل با افرادی که به نظر می رسد او را به خوبی می شناسند، به حقیقت زشت هویت واقعی و گذشته خود پی می برد...
"جی پی مریک" مالک یک فروشگاه بزرگ متوجه می شود چند تن از کارمندانش با هم متحد شده اند تا حقوق بیشتر و شرایط کاری بهتری را بدست آورند.به منظور پیدا کردن شخصی که آنها را سازماندهی می کند،او به عنوان یک فروشنده کفش وارد فروشگاه می شود و...
جنگنده هندی، کیت کارسون، قطار واگن مهاجران را از فورت بریجر، در امتداد مسیر اورگان از طریق قلمرو شوشون، به کالیفرنیا هدایت می کند که قصد دارد از مکزیک جدا شود...
« نينوچكا » ( گاربو ) مأمور سختگير و متعصب حزبى از شوروى به پاريس مىآيد تا سه فرستادهى خاطى قبلى دولت را به وطن بازگرداند. او در برخورد با « كنت لئون دولگا » ( داگلاس ) ، براى نخستين بار لذت دلباختگى و زن بودن را تجربه مىكند.
"هیلدی جانسون" که از "والتر برنز" جدا شده به دفترش می رود تا به او بگویید که با شخص دیگری نامزد کرده و روز بعد ازدواج می کنند، اما "والتر" اجازه نمی دهد این اتفاق بیافتد و...
میتیل و برادرش تیلتیل، دو فرزند یک چوببر بودند که توسط جادوگر بریلون به سفر جادویی از گذشته، حال و آینده هدایت میشوند تا پرنده آبی خوشبختی را پیدا کنند...
« آلفرد كراليك » ( استوارت ) كه در يك مغازهى فروش كالاهاى چرمى در بوداپست كار مىكند ، با دختر رؤياهايش كه هرگز او را ملاقات نكرده است ، مكاتبات لطيف و شاعرانهاى دارد ، غافل از آن كه اين دختر ، « كلارانوواك » ( سولاون ) كارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است...
هنگامی که یک زندانی به سختی از حمله یک لینچ جان سالم به در برد انتقام جویی تصمیم می گیرد که مرگ خود را جعل کند و گرو یی را برای قتل احتمالی خود طراحی کند...
« آقاى ديدز » ( كوپر ) ، مرد سادهاى اهل شهرى كوچك ، ميليونها دلار به ارث مىبرد و تصميم مىگيرد پولش را به نيازمندان ببخشد. وقتى به نيويورك مىرود ، عده اى انگل گردش را مىگيرند ، و زنى روزنامهنگار ( آرتور ) دربارهى او گزارشهايى مسخره چاپ مىكند...
ساسی مانیکوریست ایو فالون، به عنوان خبرنگار بسیار پرحرف استخدام می شود و او به دوست پسر کارآگاه پلیس، دنی بار کمک می کند تا گروهی از سارق جواهرات را پیدا کند و قتل یک نوزاد را...
در روزهای اول تاسیس اف بی آی، ماموران فدرال برای قوه قضاییه کار می کنند. آنها قدرت محدودی داشته و حتی نمی توانند با خود سلاحی حمل کنند. اما این محدودیتها نمی تواند فارغ التحصیل دانشکده حقوق "ادی بوچنان" را از پیوستن به اداره باز دارد و...