"گوران" نوزده ساله پس از پایان تحصیلاتش، برای خوشگذرانی به مزرعه عموی خود "آندر" می رود. تابستان از راه رسیده و کارهای زیادی در مزرعه برای انجام دادن وجود دارد، اما برای یک دانشجوی شهری مناسب نیستند...
سوئد شمالی در اواسط قرن نوزدهم. هفت کودک والدین خود را از دست می دهند و برای اجتناب از خانه فقیر ، آنها یک کوهپیمایی طولانی را در کوهستان آغاز می کنند تا زندگی بهتر پیدا کنند...
در جنوب سوئد، برخی از کشاورزان زمانی که کنت آلمانی آنها را مجبور می کند تا برای او کار روزانه انجام دهند، دچار مشکل می شوند. اما مردی از تعظیم در برابر کنت آلمانی خودداری می کند.