تقریباً سه ماه از ناپدید شدن ملیسا کندی شانزده ساله میگذرد و شهر ریجدیل در حال از هم پاشیدن است. سیلویا پاتر شانزده ساله، مسئول آپاراتخانه سینمای قدیمی شهر، عمیقاً میخواهد عاشق شود. درست مثل فیلمها. اما آیا هیچ پسری میتواند به اندازه مرد ایده آل او در فیلمها باشد؟ حتی عشق یکطرفه هری، بهترین دوستش (که از کلاس پنجم عاشق او بوده) نیز نتوانسته...
زمانی که جان پسر بود، در میان علف های هرز شاهد این بود که تمام خانواده اش در یک حمله ظالمانه قانون شکن کشته شدند. اکنون به عنوان یک قاضی در قلمروهای غربی، او به غرب سفر می کند تا از بی گناهان در برابر بی عدالتی محافظت کند...
"ایمی" و "لو" مادر خود را در تصادف رانندگی از دست داده اند، اکنون آنها با پدر بزرگشان زندگی میکنند و از طریق رسیدگی به اسب ها و محبت به آنها خاطرات مادرشان را زنده نگه میدارند و ...
سریال روایتگر سال ۱۹۳۰ در قلب آمریکا می باشد ، جایی که خون و پول در هم آمیخته ، در این میان یک کشیش از شهری به شهر دیگه سفر می کنه تا اینکه تو شهر کوچیکی سفرش متوقف میشه و تصمیم می گیره افراد ضعیف و فقیر اون شهر رو با خودش همراه کنه