یک سامورائی به احساس گناهش در قتل عام یک روستای کوچک چیره می شود. اکنون به عنوان یک رونین او از نقشه گروه سابقش برای اجرای این نقشه در روستایی دیگر باخبر شده و تصمیم می گیرد آنها را متوقف سازد...
در حالی که هنری در طول جنگ اسیر بود ، همسرش درگذشت و او بازگشت تا با چالش های تربیت سه فرزند به تنهایی روبرو شود. هنری ممکن است گاهی مست و عصبانی شود اما طرف بهتری نیز دارد که مدفون نخواهد ماند...
یک دلال آثار هنری که در شرایط سختی قرار دارد، پس از اینکه توسط دو کلاهبردار که یکی از آنها صاحب یک نقاشی واقعی از گوگن است و دیگری یک کپینویس خبره است، دوباره آنها را پیدا میکند و به جای کشتن آنها همانطور که در ابتدا قصد داشت، به بازی آنها میپیوندد...
راننده کامیونی به نام ژان، پس از آنکه شبی را با دوست دختر خود سپری میکند، در مسیر بازگشت به منزل با پیکر بیجان یک انسان در جاده مواجه میگردد. او ماجرا را به اطلاع نیروی انتظامی میرساند، اما پلیس گمان میکند که ژان در این قتل دست داشته است.
جاک لدرو که در سال 1940 به عنوان گمشده گزارش شده بود، با نام مارتین اشمیت به استراسبورگ بازگشته است. او همسر خود ژنوویو را پیدا میکند، اما او دوباره ازدواج کرده و به عنوان رئیس شرکت حمل و نقل او را به دست گرفته است. او و همسرش هر کاری را انجام میدهند تا از جاک خلاص شوند و شرکت او را نگه دارند...
چهار سرباز از چهار کشور مختلف (آمریکا، انگلستان، فرانسه، اتحاد جماهیر شوروی) به آن ها دستور داده میشود که فراری های اردوگاه زندان نظامی شوروی را پیدا و دستگیر کنند اما هنگامی که آنها حقیقت را در مورد کارل، فراری و فرانسیسکاو همسرش را متوجه میشوند به آن ها در فرار کمک میکنند و ...