دلقکها از زمانی که برای اولین بار بینی قرمز نمادین و کفشهای بزرگ خود را به پا کردند، نماد طنز و خنده بودهاند. کسانی که زندگی خود را وقف این حرفه میکنند، سالها وقت خود را صرف تکمیل آن میکنند.
آلن، یک کارگردان آماتور، درگیر یک روز پرهیجان میشود که در آن باید بین جستجوی سگی گم شده و تکمیل فیلمش یکی را انتخاب کند. این دو ماجرا به طور همزمان اتفاق میافتند و زندگی او را به هم میریزند.
"کلارک" یکی از معدود افرادی است که حتی به خود اهمیت نمی دهد ، تا اینکه روزی به صورت تصادفی با یک بشقاب اسپاگتی رو به رو می شود و او پس از خوردنش تبدیل به یک ابر قهرمان شده و با جرم جنایت مبارزه می کند...