یک جراح در سفر به انگلستان، به طور تصادفی وارد مخفیگاهی از خونآشامها میشود که ظاهری شبیه فاحشهخانه دارد. او توسط یک خونآشام اغوا میشود و بدون اینکه بداند تبدیل به یک خونآشام شده، به خانهاش بازمیگردد. خونآشامی که او را اغوا کرده بود، به دستور ارباب خود به دنبالش میرود، اما در این مسیر، عاشق جراح میشود و همین موضوع باعث ایجاد پیچیدگیهایی در داستان میشود.
یک پلیس سابق هنگ کنگ متخصص در جادو و شعبده بازی است و به شهر باز میگردد تا جسد یک دختر روستایی را که مظنون به درگیری در قاچاق مواد مخدر بوده و به نظر میرسد در حال فرار از پلیس کشته شده است، تحویل بگیرد. او با کمک دو پلیس محلی، با یک جادوگر شرور روبرو میشود...
مائو مینگ، راهب تائوئیست، به همراه دو روح، برای یافتن ثروت به روستای دیگری میروند. او در آنجا با استاد گاو، مبارز خونآشام، متحد میشود تا جادوگر شروری که قصد تسخیر بشریت را دارد، شکست دهد...
نگ، صاحب رستوران سابق انگلستان، از هنگ کنگ دیدن می کند تا برخی اختلافات را با پسر عمویش حل و فصل کند. در همین حال، گروهی از پسرعموهای دیگر برای گذران زندگی مداخله می کنند و تلاش می کنند تا ثروت نگ را به ارث ببرند...
"ماسلز" پلیس ویژهی هنگ کنگ در پی دستگیری یک باند تبهکار معروف به اسم مترسک ها در ژاپن دچار مشکل می شود. او از "والتر" رئیس پلیس می خواهد تا "تی پات" دوست قدیمی که البته خلافکاری خوش قلب می باشد را برای کمکش به ژاپن بفرستد. "تی پات" به همراه چهار نفر از دوستان ناجورش به ژاپن می آید و …