در طول جنگ در یک کشور خیالی ، سربازان بی تدبیر کشاورزان فقیر را با وعده های زندگی آسان و شاد استخدام می کنند. دو نفر از این کشاورزان در مورد سو استفاده های خود برای همسرانشان نامه می نویسند...
»پی یر لاشنی« (دزایی) مردی 43 ساله، متأهل وصاحب دختری کوچک، مجله ای ادبی را در پاریس اداره می کند. در سفری به لیسبون با یک مهماندار هواپیما به نام »نیکول« (دورلئاک) آشنا می شود و رابطه ی آن دو ادامه پیدا می کند. آرام آرام، همسر »پی یر«، »فرانکا« (بندتی)، به وفاداری شوهرش شک می کند……..