»پی یر لاشنی« (دزایی) مردی 43 ساله، متأهل وصاحب دختری کوچک، مجله ای ادبی را در پاریس اداره می کند. در سفری به لیسبون با یک مهماندار هواپیما به نام »نیکول« (دورلئاک) آشنا می شود و رابطه ی آن دو ادامه پیدا می کند. آرام آرام، همسر »پی یر«، »فرانکا« (بندتی)، به وفاداری شوهرش شک می کند……..
رئیس باند تبهکاران هنگام مرگ، رفیق قدیمی ش فرناند را به عنوان جانشین خود معرفی میکند، اما معاونان او تلاش میکنند تا از شر فرناند خلاص شوند. اما آیا واقعا خطری از سوی برادران ولفانی و تئو او را تهدید میکند؟کشمکش ها و تیراندازی های میان آنها صحنه های خنده داری را بوجود میآورد...