«سمیر هورن» یک مسلمان مذهبی آمریکایی است که در گذشته یکی از ماوران متخصص ارتش آمریکا در کشف و خنثی سازی مواد منفجره بوده است. اف.بی.آی او را در محدوده یک منطقه بمب گذاری شده توسط تروریستها شناسایی می کند. یک مامور اف.بی.آی به اسم «روی کلیتون» ماموریت می یابد تا در مورد این موضوع عجیب و رابطه احتمالی سمیر با این بمبگذاری ها تحقیق کند. کلیتون، هورن را در کشور یمن و زمانیکه قصد فروش مواد منفجره به یک گروه تروریستی را دارد دستگیر می کند. تروریستها وارد زندان شده و هورن را با خودشان می برند و در ادامه کلیتون در می یابد قرار است آنها یکی از کنسولگری آمریکا در شهر نیس فرانسه را بمب گذاری کنند اما پلیس در دستگیری آنها شکست می خورد. کلیتو نرد ادامه سمیر را تا آمریکا تعقیب می کند و بایستی هر طور شده قبل از اینکه او بسراغ هدف بعدیش برود او را متوقف سازد.
پس از سرقت میلیونها دلار آثار هنری بیمهشده از خانهی گری، دو کارآگاه به سراغ گری و پرلا، یک سارق حرفهای بازنشسته میروند. گری برای خلاص شدن از شر کارآگاهان، از بلوم، یک آدمکش حرفهای، کمک میگیرد...
تمام دنیا به تسخیر مردگان متحرک در آمده و آخرین انسانهای بازمانده در یک شهر حصارکشی شده، زندگی می کنند. اما این شهر دیگر امنیت سابق خود را ندارد، زیرا نیروهای شورشی قصد دارند رهبر این شهر را سرنگون سازند، و از طرف دیگر زامبیها رفته رفته به موجودات باهوشتری تبدیل شده اند و نگه داشتن آنها پشت حصارها کار سادهای نیست
در سال 1890 (ویلیام مرداک) از تکنیک های رادیکال پزشکی قانونی از جمله شواهد انگشت نگاری و ردیابی، برای حل برخی از وحشتناک ترین قتل های شهر استفاده میکرد...
هنگامی که پسران هاردی (فرانک و جو ) و پدرشان فنتون به بریجپورت می رسند ، آنها تلاش می کنند تا واقعیت فاجعه اخیر را که زندگی آنها را تغییر داده است ، پیدا کنند و با این کار چیزی بسیار شوم تر را کشف می کنند…
سریال بر اساس داستان واقعی شگفت آور از یک قاچاقچی مواد مخدر که دستگیر شد و سپس حق انتخابی به او دادند که یا به مدت بیست سال به زندان برود یا به داخل یکی از باندهای موتور سواری بدنام در امریکا نفوذ کند. چارلز فالکو تصمیم گرفت به گروه ملحق بشه و سه سال آینده او به رهبری باند خطرناک موتور سیکلت Vagos رسید و ...
سریال روایت «مایک» جوانی نابغه است که از دانشگاه اخراج شده و روزگار خود را با فروش مواد می گذراند و ناگهان در یکی از معامله های خود هنگامی که از دست پلیس در حال فرار است خود را در میان مصاحبه ای برای گرفتن یک شغل می بیند، آن شغل چیزی نیست جز دستیاری یکی از بزرگترین وکلای آمریکا «هاروی اسپکتر». با اینکه مایک هیچ تحصیلاتی ندارد اما با نبوغ خارق العاده خود هاروی را مجبور به انتخاب خود می کند اما...