داستان این در مورد ۲ تک تیرانداز حرفه ای به نام های Brandon Beckett و ریچارد میلر می باشد که به آن ها ماموریت داده می شود تا از یک خط لوله گاز در مقابل تروریسـت ها محافظت کنند. زمانی که درگیری با دشمن آغاز می شود ، نیروهای محافظ به دست یک تک تیرانداز حرفه ای از دشمن یکی یکی کشته می شوند. به گونه ای که به نظر می رسد این تک تیرانداز در میان نیروهای خودی و جاسوس باشد…
داستان فیلم مربوط به دهه ی ۴۰ میلادی میباشد. و شروع جنگ جهانی.جایی که کشتار یهودیان توسط نازی ها در دستور کار بود. در یکی از مناطق شرقی اروپا گروهی از یهودیان در جنگل گرد هم آمدند تا بتوانند از چنگ نازی ها نجات پیدا کنند و راهی برای محافظت از خود پیدا کنند . به زودی گروه کوچک آنها با پیوستن سایر مردم گسترش پیدا می کند و قدرتشان افزایش پیدا می کند تا اینکه ...
درست پس از پیروزی نیروهای متفقین در اروپا، کنفرانس پتسدام برگزار می شود. «جیک» (کلونی) یک نظامی امریکایی که سال ها قبل نیز مدتی در برلین زندگی کرده، با هواپیما وارد آلمان می شود تا درباره ی این کنفرانس مطلب بنویسد. اما دیری نگذشته که گذشته ی «جیک» خود را به شکل و شمایل یک زن به رخ او می کشد. این زن، «لنا» (بلانشت)، حالا در ویرانه های برلین خیابان گردی می کند...
سال 1961، اوج جنگ سرد سیستم خنک کننده ی نخستین زیر دریایی اتمی اتحاد جماهیر شوروی دچار نشتی شده که باعث انفجاری فجیع خواهد شد. در این صورت حمله ی اتمی رقیب و آغاز جنگ جهانی سوم اجتناب ناپذیر خواهد بود …...
یک خاخام اسرائیلی نرمافزاری میسازد که میتواند آینده را پیشبینی کند. او به قتل میرسد و نرمافزارش به سرقت میرود. فردی قدرتمند با استفاده از این نرمافزار قصد دارد جهان را تسخیر کند.
ر دوران پرسترویکا، یک دانشجوی شیکاگویی که برای بازدید به مسکو رفته بود، بهطور اتفاقی درگیر یک بازی خطرناک میشود که در آن یک آیکون ارتدوکس روسی دزدیده شده است. این اتفاق در بحبوحه انتقال اتحاد جماهیر شوروی به سمت سرمایهداری رخ میدهد.
این سریال به سبک اکشن، ماجرایی و هیجانی است. نقش اول این داستان «جک باور» در ادارهٔ CTU (واحد ضد تروریستی) مشغول به کار است و هر فصل یک روز از زندگی او را در حال مبارزه با یک نقشهٔ تروریستی بزرگ و خطرناک نشان می دهد…
به خاطر بازی های سیاسی ، یک مرد بیگناه روانه زندان شده و سپس به اعدام محکوم می شود. در اینجا برادر او که یک نابغه است عمدا خود را به همان زندان می اندازد تا خود و برادرش را از آنجا فراری دهد...