بازرس پلیس "ویجی وارم" یک پسر دارد، "سورج" کسی که با دیدن تنها دختر "کیران"، عاشق او میشود بعدها مشخص می شود که "بالراج" در حقیقت وارد کننده بزرگ مواد است و ..
داستان زوج جوانی از طبقه ثروتمند هند در بحبوحه جنبش انقلابی هند در دهه 1940. عشق آنها در تقابل با خانوادههایشان و تحت ظلم یک ژنرال بریتانیایی بیرحم است. سرنوشت آنها به مبارزات آزادیخواهانه مردم هند گره میخورد.
سرنوشت چاندی را با ناپدید شدن عشقش روهیت از زندگی اش ترک می کند. او با لالیت آشنا می شود و آنها با یکدیگر دوست می شوند تا اینکه روهیت در خانه او را می زند.