بعد از اینکه بیماری گسترش پیدا می کند و به بیشتر مردم منتقل می شود، نظم جامعه بهم می خورد و جان سالم بدر برده ها در کمپ های مختلف برای بقا مبارزه می کنند. در این میان که تعداد خونآشام ها در حال افزایش است، دکتر لوتر باید هر چه سریع تر متوجه شود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، در حالی که فاین روز به روز قدرتمندتر می شود تا در نهایت تبدیل شود به رهبر جامعه زیرزمینی خونآشام ها.
زندگی با خودت، سریالی در سبک کمدی ساخته تیموتی گرینبرگ و با بازی پل راد است. سریال داستان مردی به نام مایلز را دنبال میکند که برای تبدیل شدن به فردی بهتر، باید تحت یک درمان و آزمایش جدید قرار بگیرد. اما سپس متوجه میشود که یک نسخه جدید و بهبود یافته از خودش جایگزین او شده است. این جانشین به مایلز نشان میدهد که در واقع بدترین دشمن وی، خودش است…
جاش که از دبیرستان دور افتاده است که در جستجوی دوست دختر گمشده خود پس از آخرالزمان است و در این حین او به گروهی میپیوندد که در راه با آنها به بسیاری از چیزهای عجیب روبرو خواهند شد
هر قسمت از این سریال گلچینی از داستان های سرگرم کننده و ترسناک را روایت می کند، که هر قسمت توسط یک کارگردان متفاوت ساخته شده است …
این سریال روایتکنندهی داستان امیلی دیکینسون ، شاعر و نویسندهی معروف آمریکایی است. شاعری که در قرن نوزدهم میزیست و قرار است کاوشی در محدودیتهای جامعهی آن دوران داشته باشد که تلاش کردند سد راه یک شاعر جوان و سرسخت که از زمان خودش خیلی جلوتر بود شوند و…
داستان این سریال فانتزی و رازآلود دربارهی یک شبح میباشد که در یک کتابفروشی محلی شروع به واقعی کردن شخصیتهای داستانی میکند تا وارد دنیای واقعی شوند ، اکنون چهار کودک باید برای حل این ماجرای معمایی یک ماموریت هیجانانگیز را شروع کنند و…
در دنیای با حیوانات به شکل انسان، گیاهخواران و گوشت خواران در کنار هم وجود دارند. برای نوجوانان آکادمی چریتون، زندگی مدرسه ای پر از امید، عشق، بی اعتمادی و اضطراب است. "لگوشی" گرگ کاراکتر اصلی بوده، و عضوی از باشگاه نمایش است. بر خلاف ظاهر ترسناکش، قلب بسیار مهربانی دارد. در بیشتر زندگی اش، عنصری از ترس و نفرت برای باقی حیوانات بوده است، و او کاملا به این نحوه زندگی عادت کرده است. ولی به زودی، او با همکلاسی هایش بیشتر که آن ها نیز مشکلات خودشان را دارند ارتباط برقرار می کند و زندگی اش در مدرسه به آرامی تغییر می کند.
مانجی یک شمشیرزن نامیراست که با زندگی ابدی نفرین شده و از مرگ هایی که توی این مدت زمان باعثشون شده خسته شده. اون به غیر از کشتن هیچ استعداد دیگه ای نداره برای همین یه نقشه میچینه که فراپذیریش رو برگردونه: باید ۱۰۰ انسان خبیث رو به ازای هر انسان خوبی که کشته، بکشه. جادوگری که این نفرین رو روی مانجی گذاشته با این نقشه موافقت میکنه و مانجی راهش رو برای کشتن هزار انسان خبیث شروع میکنه و...
سریال داستان شان و دوروتی ترنر را دنبال میکند که صاحب یک فرزنده شدهاند و یک پرستار بچه جوان را استخدام میکنند تا مراقب فرزند تازه متولدشده آنها باشد. با گذشت زمان مشخص میشود که بعضی چیزها آنطور که باید به نظر برسند نیستند.
سث جادوگری مشتاق از منطقه تپه پامپو است. مثل همه جادوگرها، او آلوده شده است. یکی از معدود موجوداتی که پس دیدن نمِسیس (موجوداتی که از آسمان سقوط کرده و همه چیز را آلوده و از بین میبرند). با توجه به این که آنها تاثیری روی سث ندارند، او میخواهد شکارچی شده و با نمسیسها بجنگد. ولی این تنها اول ماجراست، سث میخواهد که وارد ماجرایی شود که فراتر از یک شکار ساده هیولاست. او میخواهد ریدینت را پیدا کند، منشا احتمالی نمسیسها. به کمک عدهای دیگر از جادوگرها، او دنیا را به دنبال ریدینت سفر میکند.